مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1294

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1772 ] فصل [ بيست و دوم ] : اندر معالجهء گزيدن حيوانات على سبيل التفصيل هريك به نوعى گفته آيد : [ 1773 ] نوع اوّل : در لذع عقرب : و علامت گزيدن او درد و حمرت و صلابت موضع است و احساس درد شديد در آنجا و اگر نيش بر شريان افتد غشى آرد و اگر بر عصب افتد صرع و صداع آرد . علاج : فى الفور بالاتر از محل لذع بربندند و زهر را بمكند به دهن يا به محاجم و به آب گرم يا به طبيخ بابونه و سبوس و برنجاسف و سداب عضو را بشويند و بندق هندى در دهن بخايند و در هاون صلايه كنند و بر آن محل گذارند و پودينه و آرد جو به آب سداب يا گوگرد و تخم كتان و نمك و علك البطم يا جندبيدستر يا سير كوفته و به روغن زيت سرشته ضماد نمايند هركدام كه به هم رسد . و روغن فرفيون و زيبق بمالند . و سير و حلتيت و عاقرقرحا به [ شيره ] بخورانند يا مثقالى حلتيت به يك اوقيه [ شيره ] و ترياق اربعه و سنجرنيا و سير يا مقدار آن ربّ جوز با اندك شراب به سود دارد . و عرق آوردن و به حمّام رفتن مفيد است . و اگر تدبيرى كنند كه همان عضو ملذوعه عرق كند بهتر است . و بعد حمام از مجربات است نمك طعام قدرى خوردن . و بعضى گفته‌اند ترب و بادروج اگر ميل نمايند ، لذع عقرب ضرر نرساند ؛ پس آنجا كه عقرب بسيار بود ، خوردن ترب و بادروج وظيفه كنند و از آنچه مفتح مسام و مسالك بود احتراز نمايند چون تخم كرفس و امثال آن . [ 1774 ] نوعى است از كژدم كه آن را « جرّاره » گويند ؛ زيرا كه او چون راه رود دم خود بر زمين كشد و زهر او گرم بود و خاصهء وى است آن روز كه بگزد درد كم كند و روز دوم و سوّم درد غلبه كند و زبان بياماسد و به جاى بول خون آيد و كرب شديد و غشى و خفقان و يرقان و حبس طبيعت آرد و باشد كه هلاك سازد .