مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1280

طب اكبرى ( فارسى )

عضوى ، آن را گرم سازند . [ 1710 ] طريقهء احتراز از خوردن زهر آن است كه هر جا اين خوف باشد ، خود را از آن صحبت دور دارد . و از اشربه و اغذيه كه بسيار ترش و شور و شيرين و تيز بود بپرهيزد ؛ زيرا كه طعم زهر درين چيزها كمتر محسوس مىگردد و تا ممكن باشد طعام كه در آن خوف بود نخورد و اگر در اين‌چنين محلّ خوف حاضر شود و طعام آنجا خوردن ضرورى بود ، بايد كه شكم سير بود و گرسنه و تشنه نرود ؛ زيرا كه در حالت گرسنگى و تشنگى ، طعم داروى زيانكار و زهر نابه‌كار پوشيده بود و مدرك نشود . و ايضا در خلوّ ، اثر زهر زود درگذرد در رگها و به دل رسد ؛ به خلاف آنكه معده و رگها از طعام ممتلى بود كه در اين وقت زهر را نيابد و قوت آن نخست بر طعام آيد و شكسته شود خاصّه اگر طعام ، مضاد آن زهر باشد . و اندر محلّ خوف پيش از طعام و بعد [ از ] آن به حسب فرصت واجب است كه ادويه كه دفع مضرت سم نمايد به كار همىبرند تا اگرچه زهر خورده شود عمل او ضعيف باشد ؛ مثل مثروديطوس و ترياق طين مختوم « 1 » و مانند آن و انجير و فندق با نمك و پودينه و آب جوز و برگ سداب سود دارد . و اين دوا مفيد است : چار مغز مقشر ، يك جزو ؛ نمك كوفته و سداب ، هريك سدس جزو ؛ انجير سفيد ، آن مقدار كه دوا در آن خمير شود ، به قدر حاجت با شربت سداب بدهند .

--> ( 1 ) . صفت ترياق طين مختوم : گل مختوم و حب الغار برابر بگيرند و نرم بكوبند و به سه چندان عسل آميزند و به روغن گاو چرب سازند و بخورند .