مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1281

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1711 ] فصل [ بيستم ] : اندر بيان ادويهء سميه و سموم بمعه علامات و معالجات آن از آنكه بعضى از آن معدنى و بعضى نباتى و بعضى حيوانى [ است ] ، اين فصل به سه قسم ذكر كرده آيد : [ 1712 ] قسم اوّل : در معدنيات [ 1713 ] زيبق يعنى سيماب اگر زنده خورند ، اكثر آن است كه ضرر نكند ؛ زيرا كه در حال [ يعنى فورا ] برون آيد ؛ امّا آنچه مصعّد و مقتول بود ، خوردن او درد باطن و ورم تن و مغص شديد و گرانى زبان و ثقل معده و حبس بول آرد . علاج : آب عسل و بوره نوشانيده ، قىء فرمايند و هم بدين‌ها حقنه نمايند و سه درم مرّ به آب عسل چند كرّت [ يعنى چند مرتبه ] بدهند و بعد از آن ، شير و لعاب تخم‌ها و مرّ فايده دارد . و تقويت دل به ادويه و اغذيهء مناسبه ضرورى است و آنچه در شرب مردارسنگ گفته آيد نفع دارد . و اگر زيبق زنده در گوش رود ، تشنّج و درد شديد و اختلاط عقل و ثقل قوى در آن جانب پديد آيد و بسيار است كه به سكته و صرع انجامد . و تدبير اخراج او آن است كه ميل رصاص در گوش كنند تا سيماب بر آن بچسبد و برون آورند . [ 1714 ] مردارسنگ : از خوردن مردارسنگ ، بدن آماس كند و غدهء محكم بر آن پديد آيد و قولنج و خشكى دهان و ثقل زبان و معده و روده ظاهر شود و گاه اطلاق آرد به افراط كه منجرّ به تشنّج و جراحت امعا گردد . علاج : به طبيخ انجير و شبت و بوره قىء فرمايند چند مرتبه و به جوارش مسهل و حقنهء قوى طبع [ را ] بگشايند و سه درم مرّ و دو درم سنبل به چهار نوبت دادن به عسل مفيد است . و زنجبيل مربّى و تعريق به حمام يا به ادويهء و ادرار بول سود دارد . و غذا ، نخوداب به گوشت مرغ سازند و يك درم فرفيون و نيم درم فلفل [ به عسل ] ، عرق آرنده