مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1277
طب اكبرى ( فارسى )
و علامت استرخاى مفصل آن است كه عضو آويزان نمايد و چون آن را از دست بردارند يا بيمار خود بر چيزى آن را قايم كند ، به قدر طبيعى بازگردد به غير تكلّف و باز چون بگذارند ، به قدر عارضى رجوع نمايد . و ايضا خاصهء وى است كه در مفصل كاواكى پيدا آيد و باشد كه اين كاواكى به مثابه [ يى ] بود كه انگشت در آن توان درآمد . علاج : عضو مسترخى را در آن سو گردانند تا به مستقرّ خود نشيند و به همان هيئت بدارند و چيزهاى مقوى قابض مشدّد ، چون مازو و گلنار و اقاقيا و امثال آن به ادويهء مسخنه و مجففه چون قسط و اشنه و قدرى جندبيدستر مركب سازند و ضماد نمايند و عضو را به همان هيئت بدارند بسته يا نابسته آنچه مناسب دانند تا كه استرخا زوال پذيرد و مفصل قوت گيرد و در اين مرض ، جوز السرو و ابهل و همهء آنچه در فتق ضماد نمايند نفع دارد .