مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1278

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1704 ] فصل [ نوزدهم ] : در تدبير مسموم به سبيل كليه و طريقهء احتراز از آن [ 1705 ] هرگاه بدانند كه شخصى زهر خورد ، فى الحال قىء فرمايند پيش از آنكه قوت زهر در بدن منتشر گردد و آب نيم گرم و روغن كنجد با مسكه بسيار نوشانند تا قىء همى كند و اگر قىء به فراغت نيايد ، شبت بجوشانند و قدرى بوره يا نمك در طبيخ آن حل كنند و روغن كثير المقدار آميخته بدهند تا قىء تمام‌تر آيد . و اگر جوز القى نيز با شبت بجوشانند قويتر باشد . بالجمله ، هرچه براى قىء دهند بيشتر بايد داد كه قىء به فراغت آرد و اگر هم نيارد ، قوت زهر را خود خواهد شكست . و چون قىء به حسب مدعا كرده شود ، شير تازه خاصه از گاو باشد بخورانند هر قدر كه تواند خورد ؛ زيرا كه شير در ابطال قوّت زهر اثر تمام دارد . و اگر خوردن شير نيز قىء آيد ، به غايت نيك باشد . و مسكه و روغن گاو گداخته حكم شير دارد در دفع زهر بلكه گفته‌اند كه از شير اوليتر است . و لعاب تخم كتان و پيه بط گداخته سودمند است . و ترياق كبير و مثروديطوس و امثال آن سريع الاثر است . و ترياق طين مختوم اگر فى الفور داده شود ، معده را از زهر پاك كند . و آنجا كه از معاجين گرم حرارت پديد آيد ، يخ و روغن بايد داد و قىء بايد فرمود . و قطعا مسموم را خفتن ندهند و به هر تدبيرى كه ممكن باشد ، بيدار دارند . و اگر طعام خواهد ، غذاى لايق بخورانند شكم سير تا بسيارى طعام بر آن زهر غلبه كند . و باشد كه قىء آسان آيد جهت امتلاى معده . اين همه گفته شد تدبيرى است كلّى شامل جميع اجناس سموم را . [ 1706 ] هرگاه به نوعيت يا شخصيت آن زهر اطلاع شود ، بايد كه از آنچه مضاد او بود تدارك نمايند : امّا معرفت نوعيت آن است كه بدانند كه زهر از ملتهبات و حادّات است يا از مخدّرات ؛ پس اگر از ملتهبات بود ، به كافور و گلاب و گشنيز و مانند آنكه سرد و دافع سم بود معالجه نمايند . و اگر مخدّرات باشد ، به چيزهاى گرم نافع چون سير و جز آن تدارك فرمايند . و آنجا كه به شخصيت زهر علم شود ، مثلا بدانند كه مردارسنگ است