مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1266

طب اكبرى ( فارسى )

پيچند و بر ما دونها نرم تا غذا باز ندارد . و عصابه همواره باشد بعضى بلند و بعضى پست نشايد و عرض و پهناء عصابه‌ها به مقدار عضو مكسور بايد ؛ چنان‌چه عصابهء سينه و پهلو به عرض يك وجب بايد يا كم‌وبيش و عصابهء ساعد و ساق ، مقدار سه انگشت يا چهار انگشت و على هذا القياس . و بعد از بستن عصابه‌ها ، هر جا كه كاواك و پست بود رفاده‌ها گذارند به نوعى كه تمام عضو مستوى و برابر شود و هيچ جا نشيب و فراز نماند و عصابه و رفاده نرم و پاكيزه باشد تا عضو را آسيب نرسد . و بعد [ از ] وضع رفايد به تخته بربندند و اين تخته‌ها [ را ] به تازى « جباير » گويند و جبيره مفرد اوست . و تخته از چوب نرم چون چوب انار و بيد و امثال آن و همواره بايد ساخت تا نيك ملزم گردد ليكن تخته را از آنجا كه بر نفس كسر واقع مىشود اگر اندكى غليظ و پر دارند بهتر است . و تخته از هر چار جانب بايد نهاد تا محافظت مكسور نمايد . چون از بستن جباير فارغ شوند ، جهت ايمن بودن از ورم ، فصد كنند اگر مانعى نبود و به مسهل خفيف طبع [ را ] نرم نمايند و تلطيف تدبير فرمايند . و بهترين غذا ، مزوّرهء چوزه‌هاى مرغ است . و خوردن يك مثقال گل ارمنى در جلاب جهت استقامت عظم مكسور نفع تمام دارد . و موميايى پارسى نيز سريع الاثر است . اكنون بدان كه جباير را پيش از دو روز يا سه روز نبايد گشود مگر ضرورتى افتد چنان‌چه درد بسيار كند و ما دون الرّباط سرخ شود يا خارش شديد آرد كه درين صورت گشادن لازم است هر وقت كه باشد عضو را بگشايند و زمانى در هوا بدارند تا كه بيمار راحت يابد . و اگر خارش رنج دهد ، آب نيم گرم كه مفرط الحرارت نبود تنطيل نمايند تا رطوبت لذّاعه به تحليل رود و حدّت ساكن شود و بعد [ از ] استراحت ، عصابه‌ها را در گلاب و روغن گل و سركه تر كرده باز بربندند . و نفع گلاب و غيره آن است كه عضو را قوت دهد و فضلات لذّاعهء حكّاكه را بازدارد . و گاه باشد كه رنگ جلد و گوشت متغير گردد و پوست‌ها برخيزد و بدان سبب حاجت آيد كه بند بگشايند و هرگاه حال اين بود ، تخته نشايد بست و به ربط عصابه و رفاده كفايت كنند . و آنجا كه هفت روز بگذرد و درد و جز آن عارضهء ديگر پديد نيايد و ايضا از عضو حرارت غريبه زايل شود ، بايد كه در بستن عصابه‌ها سختى كنند ؛ يعنى به نسبت سابق محكم‌تر بندند ؛ « لأنّ الرّبط الشديد أضبط