مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1244
طب اكبرى ( فارسى )
و ثرب برون آيد ، علاج آن است كه در حال [ يعنى فورا ] روده و ثرب [ را به ] درون باز گردانند و جلد شكم [ را ] بدوزند . و اگر درون بازگردانيدن ميّسر نيامده باشد و به واسطهء ملاقات سردى هوا روده باد گيرد و اندر نشود ، بايد كه به شراب گرم آن را بشويند يا اسفنج به شراب گرمتر كرده تكميد روده نمايند تا كه نفخ او زايل شود و به آب گشنيز و صندل حوالى او سرد سازند پس دستها و پاىهاى او را گرفته بردارند چنانچه پشت او خم شود و روده اندر رود و اگر خودبهخود در نرود ، اعانت كنند به دست به رفق و ملايمت . و هنگام برداشتن بيمار به كيفيت مذكور ، بايد كه طرف مجروح نسبت به طرف سالم برداشته بود و اين آنجاست كه زخم بر پهلوى شكم بود . و اگر در ميان باشد ، حاجت به ارتفاع جانبى و انحفاض جانب ديگر نباشد . و آنجا كه حمّام ميسر بود ، بهتر آن است كه بعد [ از ] زوال نفخ در وقت معتدل به حمّام برند و در آنجا اطراف او [ را ] گرفته [ و ] بردارند تا رجوع معا اسهل شود به سبب تليين هواى حمام و اگر بدين حيلهها درنيايد ، لازم است كه دهان جراحت اندكى گشاده كنند تا روده بازگردد پس جلد را بدوزند . [ 1651 ] فايده : هرگاه ثرب برآيد ، بايد كه به زودى آن را اندر كنند تا تغيّر در آن راه نيابد . و اگر زود گردانيدن ميّسر نيايد و زمانى طويل در هوا بماند يا سبزى يا سياهى درو پديد آيد ، تدبيرش آن است كه آنچه سبز و سياه است آن را ببرّند و بعضى برآنند كه اگر ثرب زمانى طويل در هوا بماند هرچند سبز و سياه نگشته باشد قدرى از آن قطع بايد كرد . بالجمله هرگاه ثرب را خواهند بريد ، نخستين هر رگى بزرگ از شرائين و أورده كه در آن باشد آن را به رشتهء باريك ابريشم سخت بربندند از آنجا كه متغير نگشته بعده [ يعنى پس از آن ] اجزاى متغيره را ببرّند و مىتوانند كه اول ببرند و بعد [ از ] قطع ، سر رگهاى او به رشتهء باريك ابريشم بدوزند و مقصود از اين آن است كه اگر رگها بسته نشوند به سبب قطع ، خون سيلان كند و در شكم جمع آيد و احداث آفات نمايد . و رشته كه از آن پوست شكم بدوزند ، در سختى و نرمى معتدل بايد ؛ زيرا كه اگر شديد الصلابت باشد ، پوست را پاره كند و شديد اللين مىتواند كه گسسته گردد . [ 1652 ] مقالهء [ هشتم ] : اندر جراحة العضل و جراحة العصب در مقالهء اول گفته شد كه شدت درد و ديگر اعراض شديده لازمهء وى است .