مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1243

طب اكبرى ( فارسى )

رگى يا عصبى بريده شده يا گوشت فاسد گشته [ باشد ] . علاج : تدبير اين‌چنين جراحت آن است كه نخستين به ازالهء امراض واقعه و اعراض حادثه كوشند بدانچه مناسب او بود . و بعد از آن تدارك جراحت نمايند چنان‌چه گفته شد . فايده : در سوء مزاج ، تبديل و در امتلا ، تنقيه كنند و آنجا كه استخوان شكسته باشد يا رگ و پى بريده شده يا عضو ورم كرده ، بدان‌چه در محل هريك مذكور است تدارك نمايند . و در شدت وجع ، به تسكين كوشند . و در آنجا كه گوشت فساد پذيرد ، افناء او ضرورى دانند امّا جهت تسكين درد ، ادويهء مخدّره چون افيون و بنج و بيخ لفاح و مانند آن ضماد كردن نفع دارد . و اگر يك انار شيرين در شراب بجوشانند و ضماد نمايند ، بالخاصيت درد را فرو نشاند . و هرگاه ازالهء ورم هم مطلوب باشد ، انار ترش در شراب پخته به كار برند . و براى فانى ساختن و جدا كردن گوشت فاسد از جراحت ، بايد كه اطراف كاسنى و عنب الثعلب و خطمى بكوبند و به روغن گاو و روغن بنفشه آميزند و ضماد نمايند تا كه فساد بايستد و سياهى ساقط گردد . و بعد از آنكه مزاج جراحت تعديل پذيرد و فساد از سرايت توقف گيرد ، مرهم زنگار گذارند تا گوشت فاسد را بخورد و از اجزاء مسودّه پاك سازد . [ 1649 ] مقالهء [ ششم ] : اندر جراحت الراس جراحتى كه بر سر افتد كه ازو استخوان سر نيز شكسته گردد ، آن را « شجه » گويند به فتح شين و شجاج جمع اوست . علاج : اگر استخوان نشكسته باشد ، ذرور ملحم كه از صبر و مرّ و كندر و دم الاخوين و اقاقيا ساخته باشند پراكنند . و اگر استخوان شكسته باشد ، واجب است كه ريزه‌هاى استخوان شكسته برون آرند بعده [ يعنى پس از آن ] بمراهم به سازند . و ذرور مذكور با وجود الحام ، جبر عظام هم مىنمايد و جراحتى كه به دماغ رسد آن را « عامّه » خوانند . [ 1650 ] مقالهء [ هفتم ] اندر جراحت البطن آن را « جايفه » نامند اگر به جوف سر كرده باشد ؛ پس هرگاه زخم بر شكم رسد و روده