مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1242

طب اكبرى ( فارسى )

سست گذارند . و نفع سخت بستن از غور آن است كه تا اطراف جراحت در قعر مهما امكن [ يعنى تا ممكن است ] به هم پيوندد و دواء ملحم ثابت ماند و آنچه چرك در وى است نيك افسرده شود و به بالا گرايد . و سود سست بستن دهن آن ، [ آن ] است كه چرك به فراغت برآيد و هم بدين غرض صواب آن است كه عضو مجروح را چنان دارند كه دهن جراحت فروتر بود و قعر او بالاتر تا چرك بالطبع سيلان كند . و قال « جالينوس » : « إنّى قد أبرأت جرحا كثيرا كان غوره عند الرّكبة و فوهته عند الفخذ بأن نصبت الفخذ نصيبة كان القعر فوق و الفوهة أسفل و كذلك قد علّقت الساعد و الكفّ و غيره تعليقا يكون الفوهة أبدا إلى أسفل » « 1 » . و بايد كه پنبهء كهنه به روغن كهنه آلوده اندر جراحت گذارند و تجديد همىكنند تا كه چرك و زرداب آن را خشك سازد . و اگر پنبه فقط بىامتزاج روغن به كار برند ، بهتر باشد و پس از آنكه جراحت پاك گردد ، به ذرورات و مراهم كه گوشت بروياند علاج كنند . و ذرور و مراهم ملحمه در فصل قروح به تفصيل ذكر كرده شود . و معنى ملحم ، رويانندهء گوشت است . و بعد [ از ] روئيدن گوشت ، ادويهء مدمّله به كار برند چون مرداسنج و شيح سوخته و برگ سوسن و هليله و مازو و گلنار و صبر و زردچوبه و جز آنكه مجفف بىلذع بود . مدمل ، آن را گويند كه سطح جراحت را خشك كند و سخت سازد تا خشك‌ريشه بر آن افتد و تا استكمال انبات ، محافظت از مصادمت و ديگر آفات نمايند . [ 1647 ] فايده : جراحت كودكان و زنان را از ادويهء مدمّله هرچه يسر التجفيف بود به كار برند چون مرداسنج و شيح سوخته و جراحت ابدان صلبه را قوى التجفيف استعمال نمايند چون مازو و گلنار و صبر . [ 1648 ] مقالهء [ پنجم ] : اندر جراحت مركب او آن است كه به [ همراه جراحت ] ، مرضى يا عرضى مركب باشد ؛ مثلا سوء مزاج بدن يا امتلاء بدن يا ورم يا درد شديد به او يار [ يعنى همراه ] بود يا استخوان شكسته بود يا

--> ( 1 ) . ترجمه : « جالينوس مىگويد : من زخم‌هاى زيادى را درمان كرده‌ام كه عمق آن كنار زانو بوده و دهانه‌اش كنار ران بوده است ؛ به اين‌گونه كه ران را به نحويى بلند كرده‌ام كه عمق آن در بلندى و دهانه‌اش در پائين باشد . و همينطور ساعد ، كف و غيره را به گونه‌يى بسته‌ام كه دهانهء زخم همچنان رو به پائين باشد » . م .