مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1241

طب اكبرى ( فارسى )

غير إمتزاجه بالعصارات لئلّا يرطّب الجراحة بها ؛ لأنّ المقصود تجفيف » « 1 » . فايده : آنجا كه خون در بدن بسيار بود و از جراحت برنيايد و مانعى نبود ، بايد كه جهت تقليل خون فصد كنند و هرچه خون‌افزاست چون گوشت و شيرينى منع نمايند . قال « الشارح » فيها : « و يحذر اللحم و الحلو لئلّا يكثر الدّم فى البدن فيكثر نصيب العضو المجروح و هو بضعفه لا يقدر على التصرّف فيه كما ينبغى فيفسده و يصير قيحا و وضرا و يجعل العضو متورما » « 2 » . [ 1645 ] انتباه : آنجا كه كنارهاى جراحت از بستن مجتمع نشود ، بايد كه [ آن را ] به رشتهء ابريشمى بدوزند و به هر بخيه گرهى زنند چنان‌چه متعارف است و بالاى او ذرور مذكور پراكنند و هرگاه جراحت ورم كند ، انار ترش در شراب بجوشانند و بكوبند كه بر آن بگذارند تا ورم [ را ] دفع كند و درد را تسكين بخشد . و جراحتى كه در عرض بدن افتد ، لب‌هاى او در اكثر به هم جمع نيايد . [ 1646 ] مقالهء [ چهارم ] : اندر جراحت منفصل المضغه يعنى جراحتى غاير كه پارچه‌يى گوشت از آن ساقط شده باشد [ و ] لازم آن است كه اجزاى جراحت به هم نپيوندد و در فضائى كه ميان آن است رطوبت صديديّه و چرك جمع آيد . علاج : تدبير اين‌چنين زخم آن است كه هرچه مجفّف رطوبت و مجلّى وسخ بود به اعتدال چون كندر صبر و زراوند و ايرسا و اقليماء فضّه و توتيا استعمال نمايند [ كه بايد آن‌ها را ] ذرور ساخته [ و ] به موم روغن سرشته [ كنند ] ؛ زيرا كه ادخال روغن و موم اندر ادويهء مجففه ، منع تجفيف مىنمايد از آنچه بايد . و بعد [ از ] پراكندن ذرور در جراحت ، به رباط بربندند و در بستن ابتدا از غور كنند و ازينجا محكم بندند و نزديك به دهن او

--> ( 1 ) . ترجمه : « بايد صندل خشك - بدون مخلوط كردن با عصاره‌ها - بر جراحت بپاشند تا آن را تر نكند چون غرض [ در بهبودى جراحات ] خشك كردن آنهاست » . م . ( 2 ) . ترجمه : نفيس بن عوض مىگويد : نبايد اين بيمار گوشت و شيرينى بخورد ؛ تا خون بدن او زياد نشود ؛ زيرا در صورت ازدياد خون ، سهم عضو مجروح هم از خون زياد مىشود كه آن هم با ضعفى كه دارد نمىتواند به گونه‌يى شايسته در آن تصرف كند كه در نتيجه فاسد شده و به چرك تبديل مىشود و عضو را متورم مىكند » . م .