مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1176

طب اكبرى ( فارسى )

آفتاب نشانند تا عرق كند پس همان روز يا روز ديگر هر جا كه كه بهق است آبله خواهد شد و زرداب ازو برآمده صحت روى خواهد نمود به عنايت ربّ المعبود . [ 1552 ] مقالهء [ سوم ] : اندر بهق اسود « 1 » و برص اسود « 2 » اين مقاله را به دو قسم بيان كنم : قسم اول : اندر بهق اسود . و خاصهء وى است كه چون بمالند ، پوست وى همچون سبوس جدا شود و بعد [ از ] ماليدن سرخ نمايد . و بايد دانست كه بهق در ايّام شباب بيشتر افتد ؛ خاصه بهق سياه . علاج : فصد كنند و جهت اسهال سودا ، ماء الجبن و مطبوخ افتيمون و غاريقون و هليلهء سياه و بسفايج دهند و براى ترطيب بدن و مزاج ، استحمام فرمايند و اغذيه كه مولد خون رطب بود بخورانند و بعد [ از ] تنقيه ، خربق سياه به سركه با زرنيخ و زاج و كبريت يا تخم ترب و قسط كندش و تخم جرجير طلا نمايند . قسم دوم : اندر برص اسود . و آن ، فى الحقيقة ، بهق سياه است كه با خارش و خشونت شديد باشد و از وى پوست مدوّر هم‌چون فلوس ماهى جدا گردد و اين را قوباى مقشّر نيز گويند و او مقدمهء جذام است . علاج : آنچه جهت بهق اسود گفته شد به كار برند مع قوة فى الاسهال و زياده فى ترطيب المزاج . [ 1553 ] مقالهء [ چهارم ] : اندر كلف و نمش و برش « 3 » امّا كلف آن است كه رنگ جلد به سياهى گرايد و آثار كبود يا سرخ در آن پديد آيد و اين اكثر در روى افتد . و فرق درين و در بهق اسود آن است كه كلف صاف بود به خلاف بهق كه در وى خشونت باشد . و بهما يفرق بين بهق الاسود و بين النمش و البرش . امّا نمش ، قطعهء مستدير صرف سياه يا سياه مايل به سرخى است كه در جلد بدن پديد آيد و بيشتر

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Vitiligo nigra . ( 2 ) . قاموس القانون : Scaly ringworm ; ichthyosis nigircan . ( 3 ) . قاموس القانون : Freckles ; lentigo .