مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1177
طب اكبرى ( فارسى )
در روى افتد و اين ، گاه همچون نقطه افتد و گاه دراز باشد همچون كلف و باشد كه به مقدار كف دست پهن شود . امّا برش ، نقطهء خرد سياه يا سرخ يا كمد است كه بيشتر در روى پديد آيد . و جمهور اطبّا برآنند كه اگر رنگ نقطه مايل به سرخى بود ، نمش گويند و اگر به سياهى زند ، برش خوانند و اگر چند نقطه به هم پيوسته و يكسان شده باشد ، كلف نامند . علاج : در جميع انواع ، فصد بايد كرد و خلط سوداء و اخلاط سوخته را به مطبوخ افتيمون و غاريقون و ماء الجبن و امثال آن بايد برآورد و بعد از تنقيه ، اطليه به كار بايد بست تا باز عود نكند . [ 1554 ] فايده : كلف ، دو گونه است يكى آنكه سودا در معده جمع شود و بخارات خون سوخته از آن به روى جلد برآيد و نشان او فساد معده است و لون كلف مايل به خضرت و صفرت بودن . و تدبيرش تنقيهء معده و تقويت اوست . و در اين صورت ، فصد باسليق و اسليم نفع دارد . و دوم آنكه ميان جلد و گوشت ، خون تباه شود از امتزاج سودا و بخارات او به ظاهر جلد بروز كند و اين علت ، اكثر كسانى را افتد كه تب ربع دير به ايشان مانده باشد و ايضا به زنان حوامل و آنان را كه حيض ايشان بسته باشد بيشتر پديد آيد . و نشان او ، لون كلف ، سياه يا سرخ مايل به سياهى بودن است . و تدبير او ، تنقيهء تمام بدن است چنانچه بالا گفته شد . و اين سفوف نفع دارد : افتيمون ، هفت مثقال ؛ تربد ، يك مثقال ؛ غاريقون ، يك مثقال ، به دو نوبت به شربت سكنجبين اختيار فرمايند . اكثر را پنج مجلس عمل كند . و هرچه خون را صاف كند و سودا برآرد مفيد است . بيان اطليه كه به همهء آنها سود دهد : بگيرند بوره و فلفل گرد و تخم خربزه و تخم تره تيزك و ترمس و تخم ترب و كندش و دارچينى و قسط و حبّ محلب و مغز بادام تلخ و تراب زيبق « 1 » و حبّ بلسان و ايرسا و خردل ، جمله را باريك ساخته به شيرج تين « 2 » يا
--> ( 1 ) . تراب زيبق ، خاكى است كه از معدن سيماب برآيد و رنگ او سرخ مىباشد همچون شنگرف . ( 2 ) . شيرج تين ، شيرهء انجير است و وى آن است كه انجير خشك را در آب بپزند تا كه مهرّا شود پس صاف نمايند و اين آب صافى بار ديگر بجوشانند تا كه غليظ شود . و بعضى گفتهاند كه انجير پخته را بكوبند و بيفشرند عصارهء او شيرج التين است .