مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1166
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1538 ] مقالهء [ چهل و دوم ] : اندر آبلهء فرنگ بايد دانست كه حكماء سلف در كتب خود ذكر اينها نكردهاند و ليكن بعضى مىگويند كه مقصود از بثور غريبه همين است امّا حكماى متاخرين به تفصيل بيان اينها كردهاند و از آنكه متضمن فوايد بسيار است درين مختصر نيز بعد [ از ] ذكر بثور غريبه آن را به مقالهء مستقله بيان كرديم . اين چهار گونه است : قسم اول : آنكه از غلبهء خون بود . و علامت وى گرانى سر است و امتلا و انتفاخ رگها و ضربان شرائين و شيرينى دهان و گرانى خانهء چشم و سرخى روى و ثقل اعضا و درد بندگاه و رنگ دانهها مايل به سرخى بودن و ته او سرخ نمودن و خشونت در حلق و عظم در نبض و غلظت در قاروره پديد آمدن . علاج : فصد كنند و در برآوردن خون مبالغه نمايند به دفعات و بعد [ از ] فصد اكحل يا باسليق ، [ فصد ] رگ قيفال يا صافن نفع تمام دارد و آن را كه جوشش در سر و روى بود ، [ فصد ] رگ پيشانى سودمند است و صبى و حامله را به جاى فصد حجامت فرمايند ميان دو شانه يا هر دو ساق . و بعد از فصد چند روز آسايش دهند و مداومت فرمايند بر تشرّب آب انارين و آب تمر هندى و شربت ليمو و رب ريواج و شربت زرشك به حسب تقاضاى حال . و مطبوخ سنا « 1 » فايده كلّى دارد . و تا ممكن بود به تنقيهء بدن كوشند و ادويه بر آبله نهند . و هرگاه جراحت در وجود [ يعنى آلت تناسلى ] شود و به خصيه سرايت كند ، به مرهم شادنه « 2 » و ذرور انزروت « 3 » به سازند و معجون شاهتره موازنهء سه مثقال به طبيخ عنّاب هر صباح خورانيدن در بيست روز مادهء او را خشك مىسازد . و اگر به مرهم و
--> ( 1 ) . صفت مطبوخ سنا : سناء مكى ، چهار درم ؛ شاهتره ، سه درم ؛ تمر هندى ، بيست درم ؛ پوست هليله ، سه درم ؛ پوست بيخ كبر ، درمى ؛ عنّاب و سپستان ، هريك پانزده دانه ؛ عنب الثعلب ، تخم كاسنى نيم كوفته ، گل سرخ و تخم خطمى ، از هريك درمى و نيم ، جمله را بجوشانند و قدر حاجت شير خشت داخل كرده شير گرم [ يعنى نيم گرم ] بنوشانند . و كاهيدن و افزودن وزن ادويه ، موقوف بر رأى طبيب است [ كه ] آنچه تقاضاى حال مريض بود به عمل آرد . ( 2 ) . صفت مرهم شادنه عدسى : شادنهء عدسى ، كندر و انزروت ، هريك مثقالى ؛ روغن گل ، دوازده درم ؛ موم سپيد ، يك درم و نيم . ( 3 ) . صفت ذرور انزروت : شادنه ، اقاقيا ، گلنار ، كندر ، دم الاخوين و زراوند ، جمله [ را ] برابر باريك ساخته بر جراحت پاشند . و ادويهء ذرور بايد كه بسيار باريك باشد همچون سرمه .