مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1167

طب اكبرى ( فارسى )

ذرور مذكور آبله خشك نگردد ، اين طلا استعمال نمايند : زراوند طويل ، ده درم ؛ كندش ، يك درم ؛ مغز زردآلو تلخ ، ده درم ؛ سيماب كشته ، دو درم ، همه را بسايند و به سركه تر نمايند و به روغن گل حل كرده در حمّام بمالند . قسم دوم : آنكه از صفرا عارض شود . و علامت او زردى و لاغرى روى و بدن است و تلخى دهن و تشنگى و بىخوابى و خشكى بينى و زبان و سرعت نبض و غضب و سرخى قاروره و خيالات زرد پيش چشم آمدن و رنگ جوشش مايل به زردى نمودن و اين جوشش با سوزش باشد و زرداب ازو بسيار رود . علاج : جهت تعديل صفرا ، شربت نارنج و ليمو و آب انارين و تمر هندى و سكنجبين دهند و بعده [ يعنى پس از آن ] اگر مانعى نبود فصد نمايند و الّا حجامت فرمايند و اين مسهل درينجا نفع دارد : صفت : پوست هليلهء زرد ، سناء مكى و شاهتره ، هريك پنج درم ؛ تمر هندى و آلو بخارا ، هريك پانزده درم ؛ تخم كاسنى نيم كوفته ، تخم خطمى ، عنب الثعلب ، راوند نيم كوفته و گل سرخ ، هريك درمى ؛ عنّاب و سپستان ، هريك بيست عدد ؛ شير خشت يا ترنجبين ، بيست درم ، جمله را مطبوخ ساخته شير گرم [ يعنى نيم گرم ] بنوشانند . و آب تمر هندى مكرر ساخته با يك دانگ سقمونيا ، صفراء سوخته برمىآرد . و نقيع صبر به طريقى كه در جرب ذكر يافته اينجا نيز جليل الاثر است . و حبّ شاه‌تره [ هم ] مفيد [ است ] . و اگر جوشش در روى و سر پديد آيد ، گل ارمنى ، دو درم ؛ گل مختوم ، درمى ؛ كافور ، نيم دانگ ؛ زعفران ، نيم درم ؛ مرداسنگ ، دو مثقال ، همه را نرم كوفته به گلاب و سركه طلا نمايند و آنچه جراحت‌ها را زود خشك سازد و گوشت در حال روياند ، ذرور كندر ، مرّ و انزروت و دم الاخوين است . و طريق استعمال ، آن است كه نخست مريض را به حمّام برند و جراحتها را نيك بشويند و بعد ، ذرور مذكور بر آن پاشند . قسم سوّم : آنكه بلغم عفن عارض شود . و علامت او ، درد بندها و سردى جلد و بسيارى خواب و سپيدى بول است و رنگ جوشش به سپيدى مايل بودن و گرد جراحت ، سپيد و شوره‌ناك نمودن و رطوبت و زرداب روان شدن از جراحت و از بينى و دهان آب آمدن و سر و چشم گران بودن و به هواى سرد و چيزهاى سرد متاذّى گشتن . علاج : تنقيهء بلغم نمايند به حبّ اصطمخيقون و حبّ اياره و حبّ قوقايا و مانند آن و