مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1133

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1483 ] مقالهء [ دوازدهم ] : اندر آماس‌ها كه در زير بغل و پس گوش و كش ران پديد آيد [ 1484 ] [ اين‌ها ] از جنس طاعون نباشد و آن را اورام المغابن گويند . و حدوث اين آماس بر دو وجه است : يكى آنكه اعضاى رئيسه دفع كند ماده را به مغابن ؛ زيرا كه بغل ، منصب دل است و پس گوش ، منصب دماغ و بن ران ، منصب و مدفع جگر . دوم ، آنكه قرحهء ريحى بر ساق يا قدم يا ران پديد آيد و بدان سبب طبيعت بر سبيل حمايت ، روى به موضع اذيت آرد و به تبعيت آن ، خون و روح نيز بدينجانب ميل نمايد پس قدرى از ماده در بن ران بماند جهت فراخى و تخلخل موضع و آماس آرد . و ازين جمله است ورمى كه از قرحهء دست در بغل و از قرحهء سر در پس گوش پديد آيد ؛ زيرا كه اين همه مواضع نرم و غددى و فراخ و به كنج واقع‌اند كه ماده از اين موضع مىگذرد لختى از آن درينها مىماند و اين اورام را به پارسى « باغره » گويند . گاه باشد كه در بحران ، ماده به مغابن مندفع شود بىآنكه اعضاى رئيسه دفع نموده باشد و گاه باشد كه به واسطهء امتلاء خون و ديگر اخلاط ورم درينجا پديد آيد ؛ چنان‌چه در ديگر مواضع مىبرآيد . علاج : نخستين تنقيهء بدن نمايند به فصد و اسهال و تقليل غذا و تلطيف تدبير فرمايند . و هم اندر ابتدا ادويهء مرخيه چون بنفشه و خطمى و تخم مرو به روغن بنفشه و موم سپيد سرشته ضماد سازند . و بدانند كه استعمال رادعات درين اورام ممنوع است ؛ خاصه اگر ماده در بدن بسيار باشد و تنقيه نكرده باشند . و اندر تزايد نيز به مرخيات بسازند و اندر انتها محلّلات نيز داخل كنند پس اگر به تحليل رود ، فهو المراد و اگر روى به جمع آرد ، به نضج و تفجير كوشند . فايده : هرگاه ورم در مغابن پديد آيد به سبب قرحه كه در عضوى فروتر او افتد ، بسيار باشد كه چون وجع از آن بايستد ورم زايل گردد بىاستعمال ادويه . [ 1485 ] آنجا كه درين اورام استضماد روادعات اتفاق افتد كما ذهب اليه بعض الاطباء لازم است كه به تقويت دل و دماغ و فم معده همىكوشند تا ماده به اعضاى رئيسه بازنگردد . بالجمله ، مبالغه در استعمال رادعه بالاتفاق منهىّ است ؛ خصوصا در آنچه در دفع اعضاى رئيس بود و مرخيات نيز قبل از تنقيه مجوّز نيست و احسن ، توقف در ادويهء موضعيه است تا كه حقيقت [ ورم ] بالكنه [ يعنى كاملا ] ظاهر شود . و نطول زيت اندر ابتدا اكثر است كه شفا مىدهد .