مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1132
طب اكبرى ( فارسى )
آيد ، خوف انتشار سم در بدن عند الفصد كمتر باشد . دوم ، آنكه پيش از فصد ، [ در ] حوالى طاعون چيزهاى باردهء قابض طلا نمايند ؛ چون حضض و گل ارمنى و ماميثا و امثال آن تا مادهء ذى سميّه را كه درينجا جمع است به سوى باطن بازگشتن ندهد هنگام برآمدن خون به فصد . سوّم ، آنكه به محافظت اعضاى رئيسه خصوصا دل مبالغه نمايند تا ماده كه از عضو به حركت آيد بدين اعضا نيفتد . و آن ، چنان باشد كه اطليهء عطريهء بارده بر سينه و دل گذارند و طيوبات بارده ببويانند و آب سرد [ كه با ] گلاب آميخته [ باشند ] جرعهجرعه همىدهند تا كه خون برمىآيد و بعد از آن نيز همين قاعده مرعى دارند تا كه مادهء متحركه برآسايد . اين همه احتياط كه وقت فصد گفته شد بر تقديريست كه مادهء طاعون كثير السميّت باشد و گرنه بدينها حاجت نباشد [ و ] بلاخوف فصد بايد كرد . و اگر با وجود قلت سميّت اندر فصد بعضى ازين ضوابط مرعى دارند بهتر باشد و به احتياط اقرب بود . و دلالت بر كثرت و قلت سميت ، از رنگ ورم توان كرد چنانچه گفته شد . فايده : بعد از فصد و يا بدون فصد ، خفقان و غشى مشتد شدن نشان توجه ماده است به دل . و صداع و هذيان غالب گشتن ، علامت برآمدن ماده است به دماغ ؛ پس هرگاه دانند كه ماده به دل رفته ، به زودى طبيخ بابونه و شبت به آب گرم بر ورم ريزند چنانچه بالا مفصل گفته شد . و هرگاه ميل ماده به جانب دماغ مفهوم گردد ، پاشويه فرمايند چنان چه در صداع ذكر يافته [ شد ] و ايضا محاجم كلان بر ساقها گذارند و سخت مكيدن فرمايند و زمانى طويل محجمه را نهاده دارند و درينجا حجامت به غير شرط بايد كرد تا كه بخار از دماغ به انجذاب سوى اسفل گرايد . [ 1482 ] بايد دانست كه حكماى هند گفتهاند كه روغن كنجد در اين مرض به غايت مضر است به حدّى كه در چراغ هم نسوزند . و شير برنج پخته بر طاعون بستن نفع دارد و به خورانيدن شير گاو و برنج نيز امر كردهاند . و شهد و شكر سپيد يك جا كرده بر ورم گذاشتن جاذب و محلّل ماده مىدانند . و اللّه اعلم .