مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1103

طب اكبرى ( فارسى )

معده ببندند منع نمايند . بهترين شيرها به مدقوق ، شير زنان پس شير خر پس شير بز است . و در شير خر ، چند شرايط است : يكى ، آنكه از زادن او چهار ماه گذشته باشد و تندرست و جوان و قوى الهاضمه باشد . و نشان قوت هاضمهء حيوانات آن است كه سرگين او سخت گنده نباشد و در خشكى و ترى معتدل بود . شرط دوم در دادن شير خر آن است كه كاسه به آب گرم پر كنند و در آن كاسه پيالهء چينى بگذارند پس شير در آن بدوشند و هم‌چنان بىتمّهل بنوشانند . و اگر رعايت اين دو شرط نكنند ضرر دهد . تقدير و ترتيب هر شير كه به مدقوق دهند آن است كه روز اوّل ، نيم سكرجه دهند و روز دوم يك سكرجه و هر روز هم‌چنان نيم سكرجه زياده كنند تا هفت روز چنان‌كه روز هفتم ، سه سكرجه و نيم داده شود و تا هفت روز ديگر به همان قدر دارند نه كاهند و نه افزايند و بعده [ يعنى پس از آن ] هر روز نيم سكرجه كم كنند . و « جالينوس » گويد چون از دادن شير يك ساعت بگذرد ، نبض بيمار ببينند : اگر به نسبت آنكه پيش از تشرب بود قوىتر و مايل به عظم نمايد ، دليل نيك گواريدن و تباه ناشدن شير باشد پس روز ديگر زياده بايد داد . و اگر ضعيف و مختلف يا صغير و متواتر نمايد ، دليل تباه شدن شير باشد پس در شير دادن توقف بايد كرد . و هم‌چنان در اثناى تشرب شير هرگاه حرارتى و آثار تپى محسوس گردد منع از شير واجب بايد دانست و به عوض آن ، آب خيار و آب تربز و آب تخم خرفه و قرص كافور بايد داد . [ 1445 ] انتباه : آنجا كه از شير دادن عفونت تولد كند ، به شراب آلو و شراب بنفشه و آب ميوه طبع را نرم كردن روا باشد . احتياط آنكه شير در معده پنير نگردد آن است كه آن‌قدر كه خواهند داد به تفاريق دهند و قدرى نمك و عسل در وى آميزند و گفته‌اند كه شكر بهتر از عسل است و آنجا كه طبع نرم بود ، نمك نبايد انداخت و شكر نيز اندك بايد آميخت و آن روز كه شير داده باشند يا خواهند داد ، از ماهى بازدارند و از ترشى نيز . و گروهى برآنند كه اگر يك جزو شير باشد ، دو جزو آب باران آميزند و بجوشانند تا به نيمه بازآيد پس شكر افكنند و بدهند نفع تمام دارد . و آنجا كه طبع نرم باشد و ضعف آرد ، شير نبايد داد و به عوض آن دوغ تازه كه مسكه از وى جدا كرده باشند به آهن تاب داده و چيزى قابض چون طباشير يا