مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1091

طب اكبرى ( فارسى )

تلواسه و خفگى نيفزايد . و كذلك هرگاه بثور ظاهر شود و باز روى به اندرون نهد و از ظاهر مخفى همى شود . و اين بد بود [ و ] بايد كه طبع را يارى دهند تا ماده درون نگرايد و جهت اين كار هرچه براى سرعت خروج بثور گفته شد مفيد است . و شيرهء باديان تر يا خشك و شيره تخم كرفس تر يا خشك تنها يا هر دو به هم آميخته خورانيدن نفع دارد . فايده : هرگاه در آبله يا در حصبه حرارت مفرط بود و پوشيدن جامه ضعف يا غشى آرد ، هوا خنك كنند و كافور و صندل بويانند امّا تن پوشيده دارند تا هر دو مطلب حاصل شود ؛ يعنى به استنشاق هواى بارد و مبردات ، حرارت باطن راحت يابد و دل گرم نشود و به پوشيدن تن به جامهء گرم مسام بسته نگردد . و اگر با وجود اصلاح هوا و اشمام روايح بارده ترويح نيابد ، گاه‌گاه جامهء او را از جايگاه سينه و دل سبك‌تر كنند و احتياط نمايند تا خنكى جز بدان موضع نرسد . و هرگاه آبله برآمده باشد و تاسه و تب و حرارت از اندرون كمتر نشود و زبان سياه باشد ، با اين همه حال‌ها ، تن [ را ] گرم داشتن خطاى عظيم باشد . و هرگاه غشى افتد ، جز به مراعات دل و علاج غشى مشغول نبايد شد . و وقتى كه آبله و حصبه بروز تمام كرده باشد ، شربتهاى سرد به حسب حاجت بايد داد [ و ] تا شايبهء حرارت و ضعف و قوت پيدا بود ، سررشتهء پرهيز به دست شايد داشت تا نكس نيفتد . و تدبير طعام و شراب به فايدهء علىحده گفته آيد . بدانند كه اسهال در آخر حصبه خطر عظيم دارد ؛ پس اگر در آخر آبله و حصبه شكم نرم شود ، به شربت حب الآس و صمغ عربى و گل ارمنى و قرص طباشير قابض و رب بهى و مانند آن بازدارند . و اگر اسهال دموى بود ، به شربت انجبار و مثل آن معالجه نمايند ؛ امّا اگر خون ناب آيد ، اميد خلاصى نباشد و اگر قابضات دهند آماس پيدا كند و زودتر هلاك سازد . اگر در اين مرض رعاف افتد ، تا خون صاف نيايد منع او نشايد امّا چون سبب ضعف شود ، فى الفور به حبس او كوشند كه افراط آن خطر دارد و ادويهء حبس رعاف در رعاف گفته شد . و فتيلهء در سياهى آلوده به گرد آسيا آميخته در بينى نهادن ، حبس رعاف مىنمايد . فتيلهء پنبه به سركه آغشته و سحيق مازو نيم سوخته آلوده در بينى گذاشتن و بلغار تراشيده در بينى نهادن و اطراف و خصيه بستن همين حكم دارد . و آن را كه خواب نيايد ، در آخر مرض شربت خشخاش توان داد . و سرفهء مقلق ، به لعوقات مناسبه دفع توان