مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1090
طب اكبرى ( فارسى )
آثار بثور ، محافظت اعضاى عزيز چون چشم و بينى و حلق و گوش و شش و روده و بند گشادها [ يعنى مفاصل ] لازم شناسند تا آبله در اينها بيرون نيايد و طريق حفظ آن به تفصيل گفته آيد . آنجا كه ماده غليظ يا مسام بسته بود - و نشان غلظت آن است كه بثور بر سينه و نواحى او بيشتر برآيد و به ديگر مواضع كمتر و چهارم روز گذشته باشد و هنوز تمام آبله يا حصبه برود نكرده بود و نشان بستگى مسام ، خشونت جلد است و عرق كمتر آمدن و بثور به تأجيل [ يعنى به كندى ] برآمدن نه به تعجيل بايد كه به تلطيف مادهء غليظ و تفتيح مادهء مسام بسته توجه نمايند و تدبير وى آن است كه بر حال مريض نظر فرمايند كه حرارت او به كدام درجه است به حسب آن معالجه نمايند ؛ مثلا اگر نبض و نفس بر حال طبيعى بود و غشى و حرارت و اندوه در باطن بسيار نباشد و زبان سياه نبود ، بايد كه هواى خانه [ را ] مايل سازند به حرارت اندك و آب سرد ندهند [ و ] چيزى سرد نبويانند و عند الحاجت آب تازه مىداده باشند و گاهگاه آب گرم بنوشانند يا آب باديان تر و آب كرفس تر به آب عنب الثعلب و قند سود دارد . و آنچه به غايت نفع دهد ، اين است : لك مغسول ، چهار درم ؛ عدس مقشر ، هفت درم و كتيرا ، سه درم ، جمله [ را ] به يك كاسه آب كلان بجوشانند [ و ] چون نيمه آيد صاف نمايند و بدهند . و اگر درين مطبوخ دو درم گل سرخ و هفت [ دانه ] انجير و دو درم باديان و ده دانه مويز با دانه بيفزايند بهتر باشد . و اگر انجير فقط بجوشانند در آب و قدرى زعفران در آن آميخته بدهند نفع تمام بخشد . و خاصيت انجير است كه ماده را به ظاهر برآورد . آب گرم در زير مريض داشتن جهت بثره و بثور و تفتيح مسام كثير النفع است . و طريق او آن است كه بيمار را بنشانند و دو پياله آب به غايت گرم در زير آن گذارند و دامن از پيش و پس محكم سازند و بالاى آن جامهء ديگر پوشانند و إزارى سفت از شيب گردن به حوالى تن درپيچد تا تمام بدن را بخار او در رسد و به سر و روى برنشود . امّا اگر نبض و نفس متعسر باشد و غش و حرارت مفرط و سياهى زبان پيدا بود ، چيزى گرم نشايد داد و به همان تدبير سابقه بسند بايد كرد ؛ يعنى بدن به جامه پوشيدن و هواى خانه معتدل داشتن و جرعهجرعه آب سرد دادن و عطريات بارده بويانيدن . و ايضا اگر به آب گرم عرق آورند به طريقى كه گفته شد روا باشد ؛ ليكن به نهجى [ يعنى به گونهاى ] بايد كه