مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1089
طب اكبرى ( فارسى )
كمتر برآوردن با وجود بسيارى حاجت ضرر دارد . و اگر از فصد مانعى بود ، حجامت نمايند يا ارسال علق فرمايند . و اولىتر در تب حصبه آن است كه اگر تب سخت گرم و دهان تلخ و چشم زرد و بول نارى باشد ، نخست لختى صفرا كمتر كنند به مليّنات اگر طبع نرم نباشد و به تسكين مشغول گردند و فصد نمايند و كمتر از دوازده ساله را فصد نشايد كرد و كذلك آن را كه يك ساله نباشد حجامت نبايد فرمود . بعد [ از ] اخراج خون بر غليان او نظر كنند كه قويست يا غير قوى : اگر قوى الغليان باشد ، چيزى كه مغلّظ و مبرّد و مسكّن خون بود به خوردن دهند تا لختى جوش او فرو نشيند . و اگر غثيان خون قوى نباشد ، حاجت به تغليظ و تبريد نبود بلكه بعضى [ در ] هيچ حال در حمى جدرى و حصبه اگرچه بثور ظهور نكرده باشد رخصت ندادهاند به تغليظ و تبريد خون ؛ براى آنكه چون خون بجوشد و طبع به دفع او كوشد ، [ اگر ] در چنين وقت به تغليظ و تبريد توجه نمايند ، طبع را از دفع فضله و از كار خويش باز داشته باشند . و هر چونكه بود ، مبالغه در تبريد نشايد ؛ خاصه اگر تنقيه اتفاق نيفتد . سزاوار آن است كه درين تب ، تليين طبع نفرمايند مگر در تب حصبه كه صفرا غالب بود و طبع ، قبض باشد يا حمّى آبله كه از قبيل بليديّه باشد ؛ يعنى بدن ، ممتلى نمايد امّا رنگ بشره سخت سرخ نباشد و تب گران بود و سخت فروزان نباشد و نبض ، موجى بود كه در اين حالت ، از تليين چاره نباشد ؛ بلكه در حمى بليديه حاجت به فصد كمتر بود و به اسهال بيشتر . و آنچه گفته شد از فصد و تبريد و تغليظ خون و تليين طبع ، تا همان وقت است كه آبله و حصبه ظاهر نشده باشد ؛ زيرا كه چون ظاهر شود ، احتراز مبرّدات و مغلّظات و مليّنات واجب است كه اين هم مخالف ارادهء طبيعت است . و فصد و حجامت نبر ممنوع است مگر آنجا كه خون به غايت غالب بود و سن شباب و عادت و حال تقاضا كند كه درين صورت با وجود ظهور بثور ، فصد كردن و پارهيى خون برآوردن روا باشد تا بيمار سبك شود و ماده لختى كمتر گردد . بايد دانست كه هرگاه بثور نمودار شود ، بايد كه تن مريض به جامهيى گرم و نرم بپوشند و هواى خانه معتدل سازند تا مسامّ بگشايد و عرق خفيف آيد و بثور به سهولت برون آيد و در اين حالت ، آب سرد جرعهجرعه دادن و صندل و كافور بويانيدن تقويت مىدهد دل را و اعانت مىنمايد طبيعت را بر اخراج ماده به ظاهر تن . و ايضا هنگام ظهور