مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1083
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1415 ] مقاله [ سوم ] : اندر تبها كه بر تبع آماسها پديد آيد « 1 » اين ، دو گونه باشد ؛ زيرا كه آماس نيز بر دو گونه است : يكى ، آنكه بر ظاهر تن حادث شود . دوم ، آنكه در باطن بدن عارض گردد . امّا آنچه بر تبع آماسهاى ظاهر پديد آيد ، نخست ، از جنس حمى يوم ورمى گفته شد و اسباب اين آماسها در اكثر ، اسباب باديه باشد ؛ چون زخم و سقطه و ضربه . و هرگاه اين تب كه حمى يوم است بگردد و جنسى ديگر شود ، سبب آن ، صعبى آماس و بسيارى و بدى و سمّيّت ماده و امتلا باشد كه از اسباب سابقه حاصل شده باشد . علامت اين تب آن است كه نخست در اعضاى ظاهره چون بن ران و بغل و پس گوش آماس ظاهر شود و بر تبع او تب پديد آيد . علاج : تدبير اين قسم در حمى يوم ورمى گفته شد به تفصيل و در اورام مغابن و طاعون نيز گفته آيد . امّا آنچه بر تبع آماسهاى باطن تن پديد آيد ، تب عفونى باشد و صعوبت و سهولت اين تب به حسب دورى و نزديكى عضو متورم باشد از دل و نوبتهاى تب به حسب مادهها بود و به حسب اندكى و بسيارى و رقيقى و غليظى آن . در جمله ، تبها كه بر تبع آماسهاى باطنى پديد آيد بسيار نوع است . و آماسهاى باطنى ، بعضى نام خاصه دارد و بعضى نه امّا آنچه نام خاصه دارد ، سرسام است و بر سام و خناق و ذات الجنب و شوصه و ذات الريه و ذات الصدر و ذات العرض . و آنچه نام ندارد بسيار است ؛ چون تب كه از آماس جگر و آماس مرى و آماس سپرز و آماس معده و آماس روده و آماس گرده و آماس مثانه و آماس رحم پديد آيد . علامت و علاج اين تبها همان است كه در باب هريك از عضو متورمه مشروحا ذكر يافته . و بايد دانست كه درين تبها ، رخصت اندر آب سرد دادن و در آبزن نشستن و به گرمابه رفتن هيچ نيست . و آنجا كه آماس دموى با صفراوى بود ، خرقهها با آب خرفه و كاهو و گشنيز تر كه با اندكى آرد جو سرشته باشند آلوده و سرد كرده بر جايگاه عضو متورم بر نهادن روا باشد .
--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Inflammatory fever .