مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1078

طب اكبرى ( فارسى )

غذا ، ماش و برنج با غوره بهتر است . و اگر قوى ضعيف بود ، روز راحت [ را ] گوشت طيور نيز توان داد . و آنجا كه نوبت آخر روز باشد و بيمار ضعيف بود يا از غذا باز نتواند ماند ، اول روز چيزى سبك رخصت است كه بدهند . بلكه در بعضى أمكنه چنان مشهود گشته كه اگر اول روز چيزى از غذاى سبك دادند و نوبت در آن روز كمتر شد و اگر هيچ ندادند ، افزون‌تر گشته [ و ] لهذا گفته‌اند كه اين تصرفات بر رأى طبيعت دانا موقوف است هرچه اصلح بود بكند . فصد درين قسم هرچند ديرتر كنند بهتر است و باشد كه نخستين اولىتر بود . و آنجا كه مانعى نبود ، در آغاز نوبت قىء آوردن به غايت نيك است . و اگر ربع بلغمى بود ، هر بامداد ده درم گلقند عسلى در پانزده درم آب باديان و ده درم آب كرفس دو سه جوش داده صاف كرده بدهند و روز نوبت ، خاصه وقت آغاز به طبيخ شبت و تخم ترب و سكنجبين قى فرمايند و بعده [ يعنى پس از آن ] جهت تقويت معده گلقند خورانند . اندرين تب ، در ابتداى علت هيچ استفراغ نشايد كرد امّا اگر تليين مطلوب باشد ، پنج درم مغز تخم معصفر كوفته و ده درم شكر در نيم من آب لبلاب خورانيدن صواب باشد . و اگر لبلاب پيدا نشود ، پنج درم هليلهء سياه كوفته و پنج درم تخم معصفر در مويزاب كرده بدهند . و اگر هر هفته يك بار گل انگبين مسهل « 1 » خورانند ، نفع تمام دهد . و اگر بيمار محرور باشد و نحيف و فصل گرما بود ، تليين طبع به ماء الجبن و شكر يا حقنهء نرم نمايند . و سكنجبين بزورى جهت تلطيف و تقطيع سودمند است و رياضت و ماليدن بدن آهسته براى تفتيح مسام و تعديل خلط نفع دارد و غذا ، شورباى مرغ و كبك سازند و اگر تليين خواهند ، چغندر و اسفناج بيفزايند . هرگاه نشان نضج ظاهر آيد ، مسهل قوى استعمال فرمايند ؛ چون مطبوخ افتيمون و حب افتيمون و مانند آن هرچه مخرج بلغم و سودا بود . و بعد از اسهال ، قرص زرشك جهت تقويت جگر و قرص غافث جهت تقويت سپرز بايد داد . و آنجا كه سرماى قوى بود ، ابتداى نوبت ، آب گرم كه درو بنفشه و بابونه و خيرى و گل سرخ جوشانيده باشند نزد مريض گذارند و بفرمايند كه ردائى بر سر گيرد تا بخار بيرون نرود و زمانى شايسته بدارد .

--> ( 1 ) . صفت گل انگبين مسهل : تربد ، چهار دانگ ؛ زنجبيل ، نيم دانگ ؛ بسفايج ، نيم درم ؛ گل انگبين ، ده درم ، داروها [ را ] بكوبند و با گل انگبين بسرشند . و اين جمله ، يك شربت است .