مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1079
طب اكبرى ( فارسى )
صفت سفوفى كه پس از ظهور نضج هر هفته يك بار بدهند : هليلهء كابلى و هليله سياه ، هريك هفت درم ؛ بسفايج و افتيمون ، هريك سه درم ، هليله را كوفته و بيخته بدارند . شربت ، سه درم شكر بدهند . و عقب آن آب گرم خورند . هرگاه تب دير ماند باشد و زمستان بوده باشد ، معجون انگزد ، فلافلى و ديگر معجونهاى گرم نفع دارد و مثروديطوس و ترياق بزرگ مقدار دو دانگ هر هفته كثير الاثر است . و ادويهء حكماى هند درين مرض به غايت عجيب النفع است . و فصد توان كرد اگر مشاهده واجب كند . اگر ربع سوداوى « 1 » بود خواه سبب او عفونت طبيعى باشد خواه احتراق سودا ، بايد دانست كه تدبير او قريب تدبير ربع بلغمى است و استفراغ قوى پيش از نضج نشايد كرد . و بعد [ از ] ظهور نضج و كم شدن لرزه ، مسهل قوى و فصد [ و ] مدرات و دلك همه جايز است . و مسهل درين به دفعات دهند « مع مراعات قوت فيما بين المسهلات » ؛ زيرا كه مادهء سودا عسر الانفعال است [ و لذا ] زود برنمىآيد و پس هر استفراغ ماده را نضج بايد داد تا هم قوت به حال ماند و هم ماده بتمامه مستوصل گردد . و تقويت جگر و سپرز در ابتدا به سكنجبين و در وسط علت قرص زرشك و [ قرص ] غافث لازم دانند . هيچ استفراغى روز نوبت جايز نيست مگر قى . و پس از نضج چون رگ زنند ، باسليق بايد زد خاصه از چپ . و رگ بايد كه فراخ گشاده شود . و باشد كه به فصد صافن حاجت آيد و در مسهلات اين ربع ، افتيمون و بسفايج و غاريقون و حجر ارمنى و حجر لاجورد و حجر الاسود و خربق سياه بيشتر بايد كرد . و « جالينوس » گويد بسيارى ربع سوداوى را علاج كردم بدين طريق كه از پس نضج مسهل دادم و از پس آن چند روز شربت افسنتين خورانيدم و بعده [ يعنى پس از آن ] ترياق بزرگ فرمودم سود داد . و هرچه گرم و تر است توان داد به شرطى كه سريع العفونت نباشد . [ 1409 ] تنبيه : سر هر ماه فصد اسليم كردن و قدرى خون گرفتن در جميع اقسام سود دارد . و روز نوبت سپرز را ماليدن و محاجم بلاشرط بر آن نهادن و بسيار مكيدن ، مجرب اين درويش است كه به غايت نفع مىدهد . و اگر محجمهء نارى نهند بهتر باشد .
--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Quartan fever .