مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1073
طب اكبرى ( فارسى )
مرعى دارند . و گلقند كه درو مصطكى و انيسون بود جهت تقويت معده در ساير تبهاى بلغميه نفع تمام دارد . ليقوريا كه از صفراى غليظ حادث شود ، علاج او مركب كنند از ادويهء بلغميه و صفراويّه ؛ چنانچه در شطر الغب ذكر يافته . و سكنجبين با گلقند به غايت نيك است . [ 1400 ] نوعى است ديگر از حمى بلغميه كه در وى حرارت و برودت معا [ يعنى با هم ] محسوس گردد به ظاهر و باطن . و سبب او ، بلغم عفن كثير البخار است كه در ظاهر و باطن گرم نمايد . علاج او همان است كه در انواع سابقه گفته شد . [ 1401 ] فايده : گاه باشد كه بلغم زجاجى در قعر تن بسيار متولّد شود امّا عفونت نپذيرفته باشد . و علامت او آن است كه در باطن سردى محسوس گردد فقط و ظاهر تن بر حالت خود باشد . و گاه باشد كه بلغم زجاجى در بدن منتشر شود بىآنكه عفونت پذيرد . و علامت او آن است كه به ادوار لرزه در بدن افتد و تب و حرارت هيچ نباشد . و سبب لرزه ، ريختن مادّه است بر عضلات . علاج : تلطيف تدبير كنند و نفض بلغم نمايند ؛ خاصه به قى . و در اينجا ، ادرار و تعريق به استحمام و رياضت اولىتر از اسهال است . [ 1402 ] نوعى است ديگر كه آن را « نهارى » « 1 » گويند . و وى آن است كه نوبت او در روز باشد و فتور او در شب . نوعى است ديگر كه آن را « حمى ليلى » « 2 » گويند و وى آن است كه به شب گيرد و به روز رها كند و اين هر دو بد بود ؛ امّا نهارى اطول و درازتر باشد جهت قوت سبب و اين هر دو تب باشد به دق انجامد . علاج : آنچه در تبهاى بلغمى ذكر يافته استعمال نمايند به قانونى كه مذكور شد . [ 1403 ] گاه باشد كه تب نهارى و ليلى حادث شود از بلغم زجاجى كه پراكنده شود در بدن و عفونت كمتر داشته باشد . علاج : تلطيف تدبير نمايند و هرچه بلغم افزايد منع فرمايند و ادرار به تخم خيارين
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Diumal fever . ( 2 ) . قاموس القانون : Noctumal fever .