مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1072

طب اكبرى ( فارسى )

آنجا كه در سينه خشونت بود ، جلّاب بنفشه و سپستان و پرسياوشان فايده دارد . و استحمام بعد [ از ] نضج تمام ، كثير النّفع است به شرطى كه در دماغ ضعف نبود و صداع نباشد . [ 1398 ] نوعى است از حمى بلغمى كه آن را « انقيانوس » « 1 » گويند . و وى آن است كه اندرون سرد دارد و بيرون گرم . و سبب اين تب ، بلغم زجاجى است كه در باطن كثير المقدار و جمع شود و عفن گردد و ابخرهء گرم ازو به ظاهر تن پراكنده شود پس به سبب برودت ماده كه در باطن است ، برودت در باطن محسوس گردد و به سبب ارتفاع ابخرهء گرم به ظاهر ، در ظاهر گرمى محسوس شود . [ 1399 ] نوعى ديگر كه آن را حمى « ليقوريا » « 2 » گويند . و وى آن است كه اندرون گرم بود و بيرون سرد و اين ، بيشتر نايبه افتد . و بايد دانست كه ليقوريا در اكثر از مادهء بلغم پديد آيد و گاه باشد كه از مادهء غليظ صفراوى عارض شود . امّا آنچه بلغمى بود ، چنان باشد كه بلغم اندر قعر تن عفن شود و گرم گردد و [ به ] سبب تسديد مسام يا رجوع حرارت غريزى به باطن يا به سببى ديگر بخار او به ظاهر تن كمتر رسد پس به ظاهر سرد بود و باطن گرم . و آنچه صفراوى بود ، چنان باشد كه صفرا اندر باطن عروق عفن گردد و بدان سبب تحليل دير پذيرد و بخار تن به ظاهر كمتر رسد پس ظاهر سرد بود و باطن سوزان . علامت ليقورياى بلغمى آن است كه : بول ، خام بود و نبض ، بطى و متفاوت باشد و در اكثر ، نايبه باشد . و علامت ليقورياى صفراوى آن است كه تب لازم باشد و برد و غب اشتداد كند و ديگر آثار صفرا پيدا بود . علاج : آنكه تدابير اين هر دو نوع كه « انقيانوس » و « ليقورياى » بلغمى باشد ، قريب به يكديگر است و [ به‌طور ] كليه آن است كه از اوّل مرض تا هفت روز به طبيخ تخم ترب و سكنجبين قىء فرمايند و هر صباح هفت درم گلقند خورانند و عقب آن به دو ساعت بيست درم سكنجبين ساده نوشانند . و آنجا كه سرماى قوى باشد ، گلقند و سكنجبين عسلى به كار برند و هر چون‌كه باشد پس از يك هفته مسهل دهند و در استعمال ادويهء مسهله و غيره و اختيار اغذيه و جز آن همان قاعده و قانون كه در لثقه و نايبه ذكر يافت

--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Ephiyalus . ( 2 ) . معالجات واعظى : Liphorie .