مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

726

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1018 ] فصل [ شانزدهم ] : در سوء القنيه « 1 » وى مقدمهء استسقا است . و ترجمه‌اش فساد مزاج است . و سبب اين مرض ، ضعف جگر و سوء مزاج است و باشد كه از فساد و ضعف معده افتد . و علامت علت مذكور ، آن است كه در روى و دست و پاى خصوصا در پلك تهبّج پديد آيد . و رنگ بدن و جبهه به زردى مايل سپيدى گرايد . و باشد كه تمام بدن بياماسد و همچون خمير شود . و ايضا بسيارى نفخ و قراقر و اجابت طبع بر غير معتاد از نشان اين است . و گاه باشد كه بن دندان متبثّر شود و لب جراحت كند و حال خواب و بيدارى از مجراى طبيعى مختلف باشد . و مراد از اجابت طبع بر غير معتاد آن است كه گاهى طبيعت قبض شود و گاهى نرم و گاهى پس از اكل زود تقاضا كند و گاهى بعد از [ اكل ] ، دير و گاهى براز خشك آيد و گاهى تر . علاج : نخستين ، تدبير كنند كه منع تولد فضول نمايد . و جهت تنقيه ، ايارج فيقرا دهند چند دفع . و اگر خلط لزج و غليظ بود و مسهل قوى مطلوب شود ، غاريقون و راوند و مانند آن به حسب قوت به كار برند . و ستوده‌ترين اشيا در اين مرض ، شراب افسنتين و شراب دينار و شراب ورد است . و هرچه در استسقا گفته شود ، علاج اينست با اندك تفاوت . و اين ، آن است كه چون در سوء القنيه سبب ضعيف مىباشد ، از ادويه نيز هرچه سخت قوى نبود استعمال نمايند . و ببايد دانست كه بعد از تنقيه ، مفتّحات و مدرات بايد داد . و در جملهء حال ، از آب سرد منع بايد كرد و از استحمام آب شيرين باز بايد داشت امّا استحمام به آب بورقى و شبّى و آب درياى شور مفيد است . و اگر توانند به جاى آب به عرق كاسنى و عرق باديان نوشيدن بسند كنند . و اگر ممكن نبود ، ممزوج دهند . و جهت تغذيه ، چيزها اختيار نمايند كه لذيذ و مقوى جگر باشد چون دراج و كبك و زيرباج كه به قرنفل و دارچينى و مصطكى و زعفران مطيب بود .

--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Anaemia .