مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1065

طب اكبرى ( فارسى )

لك و طباشير و صمغ عربى بريان و كهربا ، هريك پنج درم ، تخم خرفه بريان كرده ، شش درم ؛ گل ارمنى ، هفت درم . شربتى دو درم و نصف . ديگر كه در آخر تپهاى كهن سود دارد : گل سرخ و اصل السّوس ، هريك چهار درم ؛ ترنگبين ، سه درم ؛ سنبل ، افسنتين رومى و طباشير ، هريك دو درم ، شربتى دو درم . صفت حبّى مسهل كه از پس نضج توان داد : ايارهء فيقرا ، يك درم ؛ شحم حنظل ، نيم درم ؛ سقمونيا ، دانگى و نيم ؛ كتيرا ، دو دانگ ؛ مقل ، دانگى حبّ كنند چنان‌كه رسم است . حبى ديگر كه اندر آخر تب‌هاى كهن هر شب دو درم بدهند : مصطكى و هليلهء زرد ، راوند چينى ، عصارهء غافث و عصارهء افسنتين و گل سرخ ، از هريك يك درم ؛ زعفران ، نيم درم ، جمله را به آب كاسنى بسرشند و حبّ سازند و در بعضى نسخه‌ها به عوض هليله زرد ، صبر سقوطرى كرده‌اند . و اگر عصارهء غافث و افسنتين بدست نيايند ، غافث و افسنتين به جاى آن توان كرد . [ 1389 ] فايده : در « خفّ علائى » نوشته كه اگر تب يك روز آيد و دويم روز هيچ اثر نباشد ، غبّ خالصه بود به شرطى كه خالصه مركب نباشد با خالصهء ديگر . و اگر دوم روز نيايد ، امّا اثرى ضعيف پيدا بود ، غير خالصه بود . و اگر يك روز تب به شدت آيد و دوم روز نيز آيد امّا كمتر از آن ، شطر الغب بود . و گاه باشد كه سه غبّ خالص مركب شود و مانند شطر الغب يك روز كم و يك روز زياده همىآيد ؛ بهر آنكه يك روز نوبت يك غبّ مىشود و روز دويم ، نوبت دو غبّ و به واسطه اجتماع غبّين در آن روز تب به شدت مىآيد ؛ چنان‌چه در غبّ گفته شد . بايد دانست كه غير خالصه و شطر الغب در جميع امور با هم متحداند چه در علامات و چه در معالجات و از تب‌هاى مركبه هيچ تبى را نام نيست مگر اين دو تب را . [ 1390 ] قسم سوّم : اندر حميات بلغميهء بسطيه « 1 » از آنكه گاه بود كه بلغم در رگ‌ها متعفن شود و گاه بيرون رگ‌ها ، آن را به دو نوع بيان كنم :

--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Phlegmatic fevers .