مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1058
طب اكبرى ( فارسى )
استفراغ به حسب ميل ماده ، چنان است كه اگر غثيان بود ، قىء بايد فرمود و به شرطى كه مانعى نبود و قىء آسان باشد . و اگر در امعا نفخ و قراقر بود ، مسهل ببايد داد و اگر تقاضاى بول همى شود و ادرار تمام نكند ، مدرّات بايد خورانيد و اگر بر پوست ، بخارى تر پيدا آيد و عرق تمام نكند به تعريق بايد كوشيد . و اگر نشان ميل ماده به هيچ جانب نباشد و استفراغ مطلوب بود ، اسهال موافق دانند . اصل اندرين تب آن است كه روز نوبت هرچه به غذا ماند چون كشكاب و جز آن هيچ ندهند و به آب تخم خرفه و سكنجبين يا آب خرماى هندى و شكر به آب تربز و مانند آن اقتصار ورزند . و اگر حرارت به غايت قوى بود ، قدرى طباشير سوده درين چيزها بيفزايند . هرگاه كه سرما و لرزه آغاز كند ، سكنجبين با آب گرم آميخته بدهند تا باشد كه افتد و مادهء صفرا برآيد و اگرچه قىء نيايد امّا به قوت تهوّع ، مايهء تب بگدازد و هر چونكه باشد ، تسكين در لرزه زود پديد آيد . و هرگاه تب فرود آيد ، پاى در آب گرم نهند و بمالند تا بقيهء حرارت تب از سر فرو كشد . و سكنجبين نيز درين وقت موافق است . و سكنجبين كه به روز نوبت پنجم و ششم دهند ، بزورى بايد و آب سرد درين تب بعد [ از ] دور شدن لرز و سرما توان داد كه سود دارد ؛ خاصه اگر مانعى نبود در احشاء [ و ] بعد گساريدن تب ، كشكاب مناسب است و از پس روز هفتم از شروع تب ، استحمام روا باشد اگرچه نشانهاى نضج پديد نيامده باشد ؛ خاصه آن را كه معتاد به استحمام بود . فايده : اندر ابتداى بيمارى ، افراط در تبريد نشايد مگر آنجا كه حرارت مفرط بود و ترسند كه محرقه گردد . و روز نوبت اگر ممكن بود ، معده از طعام خالى دارد امّا اگر وقت نوبت پس از ظهر بود مثلا ، مىتواند كه صباح قدرى كشكاب رقيق دهند . و اگر بيمار حريص مطلق باشد يا طفل بود كه از غذا بازنتواند ماند و به كشكاب كفايت نكند ، از مزوّره دادن چاره نباشد امّا هرچند از وقت نوبت بيشتر افتد بهتر باشد . و نافعترين اغذيه درين تب ، كشكاب است و ديگر مزوّرات كه ساخته باشند از تمر هندى و زردآلو و انار و نيشوق و كدو و كاهو و گشنيز تر و اسفناخ و بنوماش مقشر و ارز و مانند آن هرچه لايق بود . و قتق ترشى [ را ] در هر غذا لازم دانند اگر مانعى از سرفه و زكام نباشد ؛ خصوصا مزوّرهء كدو كه بىترشى نشايد خورد كه ايمن نتوان بود كه از غايت نزاكت ، مستحيل شود