مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1059
طب اكبرى ( فارسى )
به صفرا كه گفتهاند اگر در معده هيچ گونه « 1 » صفرا بود ، كدو مستحيل شود و صفرا گردد مگر آنكه به چيزى حامض - خاصه از غوره - اصلاح داده باشند . انتباه : عدد نوبتهاى اين تب اگر سوء تدبير راه نيابد ، از هفت بيش نباشد و مجموع آن از لوازم اخذ [ يعنى علائم ابتداى مرض ] تا ترك تامّ ، چهارده و روز مىشود پس اگر از بيمار تخليطى [ يعنى عدم انجام صحيح دستورات طبيب ] و از طبيب غلطى نرفته است ، بايد كه پس از نوبت پنجم غذا كمتر و سبكتر دهند و پس از نوبت ششم كه روز آسايش است و سيزدهم روز است ، درين روز به كشكاب با آب انار قناعت فرمايند و ديگر غذا ندهند تا كه نوبت هفتم بحران تمام كند و بگذرد با مر اللّه تعالى . بباد دانست كه روز نوبت در هيچ تب مسهل نبايد داد و در تبهاى گرم تا كه كار از آب ميوهها گشايد ، چيزى ديگر نشايد فرمود كه بعضى طبيبان گفتهاند دارويى كه در وى گرمى و درشتى باشد احتراز ازو در اينجا لازم است تا تب محرقه نگردد و يا به سرسام نانجامد . و مغز فلوس با تمر هندى يا به آب كاسنى حل كرده يا به آب كشك جو آميخته مسهلى مبارك است و اگر قدرى روغن بادام با روغن گل نيز اضافه نمايند بهتر بود امعا را . و اوليتر در تبهاى گرم آن است كه ترنجبين به كار نبرند و اگر ضرورت افتد ، بىتمر هندى و آب آلو ندهند و اگر به عوض ترنجبين شير خشت كنند ، احوط باشد ؛ [ زيرا ] كه ترنجبين نيز همچون كدو در معدهء گرم مستحيل به صفرا مىگردد اگر به ترشى اصلاح او ننمايند و « محمّد زكريا » گويد كه : « اگر قوت مساعد بود ، بيست درم هليلهء زرد مقشر اندر آب جوشيدهتر كرده بدارند يك شبانهروز پس بمالند و بپالايند و بيست درم ترنجبين در وى حل كرده [ و ] روز آسايش وقت سحر دهند ، صواب باشد » . و احوط آن است كه قدرى آب آلو يا تمر هندى نيز داخل سازند ؛ « لما قلنا » « 2 » و اگر شير خشت به جاى او كنند به غايت ستوده باشد . فايده : هرگاه بعد از بحران چيزى از حرارت باقى بود ، سكنجبين به شيرهء كاسنى يا تخم خيارين همىدهند و سررشتهء پرهيز در دست دارند تا كه حرارت بتمامه زايل شود .
--> ( 1 ) . در نسخهها چنين است ؛ اما صحيح اين است كه يكى از اين دو عبارت باشد : « هيچ گونه صفرا نبود » يا « هرگونه صفرا بود » . م . ( 2 ) . يعنى براى مطلبى كه قبلا گفتيم كه ترنجبين در معدهء گرم تبديل به صفراء مىشود . م .