مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1056

طب اكبرى ( فارسى )

لعاب اسبغول و على هذا القياس . و آنجا كه گرانى در سر بود ، بابونه و بنفشه بجوشانند و سر به بخار آن دارند و پاىها درو گذارند [ تا ] سبكى در سر پديد آيد . تدبير مسكن و مفرش ، در دق گفته آيد ان شاء اللّه تعالى . [ 1386 ] نوع سوّم : اندر غبّ خالصهء دايره « 1 » سبب اين تب ، صفراى صرف است كه در خارج عروق متعفن شود . و خاصهء اين است كه يك روز در ميان آيد مگر آنكه دو غبّ مركب شود كه آن زمان هر روز مىگيرد ؛ « كما قالوا : و اذا تركّبت غبّان ، ياتيان كلّ يوم » . يا سه غبّ مركب شود كه در اين صورت نيز تب هر روز مىآيد امّا يك روز كم و ديگر روز زياده همچو شطر الغب كه مادهء صفرا و بلغم او از جملهء دايره باشد . و وجه اشتداد تب مذكور يك روز در ميان ، بنا بر آن است كه چون سه غب جمع مىشوند ، يك روز نوبت يك غب مىشود [ و ] روز دوم نوبت دو غب . و اجتماع دو غب باعث ازدياد اعراض است و فرق درين و در شطر الغب مذكور ، از اعراض لازمه توان كرد . غب خالص را چند علامت است : يكى آنكه چون آغاز خواهد كرد ، سرما در پشت پديد آيد پس لرزهء قوى آرد و چنان محسوس شود كه گويا سوزن‌ها مىخلاند و لرزه زود ساكن شود . دوم ، آنكه بدن زودتر گرم شود و گرمى او سوزان‌تر از ساير تبها بود غير [ از تب ] محرقه . و چون دست بر بدن نهند ، تيزى تب دست را بسوزد و اگر زمانى هم‌چنان بدارند ، گرمى آنجا كمتر گردد . سوّم ، آنكه بول نارى و بدبو و رقيق بود و ممكن است كه اندك قوامى داشته باشد . و بسيار بود كه روز نخستين يا روز سوّم اثر نضج در بول پيدا گردد . چهارم ، آنكه در ابتداء نوبت ، نبض صغير و ضعيف و متفاوت بود و در اندك زمان بگردد و عظيم و سريع و مختلف گردد . پنجم ، آنكه مدت اخذ نوبت او تا وقت گساريدن بيشتر از دوازده ساعت و كمتر از چهار ساعت نباشد . و اين علامت ، خاص‌ترين علامات است و آنكه نه چنان بود ، غب خالصه نباشد .

--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Tertian intermitten fever .