مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1049

طب اكبرى ( فارسى )

[ باشند ] توان داد . و تفشيل كه عبارت است از عدس با سركه پخته سود دارد مگر آن را كه خون او غليظ بود كه او را اجتناب از آن و از ساير مغلّظات ضرورى است . و غذا به حسب حال ، يك نوبت يا دو نوبت به كار توان بست . [ 1377 ] فايده : افراط تبريد در مطبقهء عفنيه كه بىامتزاج صفرا بود منهّى است ؛ چه بسيار باشد كه ليثرغس آرد . امّا اگر عفونت صفرا با خون مركب بود ، مبالغه در تبريد خوفى ندارد ؛ پس در اين صورت هرچه به محرقه گفته آيد به عمل آرند . و بايد كه در اين حالت يعنى آنجا كه صفرا با خون يار [ يعنى مخلوط ] بود ، خون بسيار نگيرند كه ضرر دارد و صفرا را چيره مىسازد . و در همه جا هنگام فصد ، مراعات قوت بيمار واجب دانند كه جزء اعظم در اخراج خون ، اعتماد بر قوت است كه بسيار كس از فصد در ناقوّتى اتفاق افتاده هلاك شده‌اند . و مراد از عدم قوت ، فقدان اصل و مادهء قوت است كه به سبب تمادى مرض و خلوّ بدن و تحليل اخلاط و روح واقع شده باشد نه آنكه شخصى از غلبه حرارت يا وجع ناتوان افتد . و هرگاه بعد از نضج حاجت به اسهال آيد ، مطبوخ هليلهء زرد و شاهتره و خيارشنبر دهند . و آنجا كه در احشا ورم بود ، مغز خيارشنبر به آب كاسنى يا به طبيخ عنّاب و آلو حل كرده و ترنجبين آميخته خورانند [ كه ] به غايت نيك است . و طباشير ، نيم درم همراه لعاب اسبغول ، حرارت و تشنگى شديد بنشاند . انتباه : هرگاه كه بعد [ از ] بحران ، باقى مادهء تب اندر رگ‌ها مانده باشد ، بايد كه كاسنى سبز بكوبند و آب او بستانند موازنهء بيست درم و بجوشانند و كف بردارند و با پانزده درم سكنجبين آميخته بنوشانند [ و ] همين‌سان سه روز يا پنج روز بدهند تا مادهء باقى را بتمامه پاك كند . و آب كشوث با سكنجبين همين عمل دارد . و آب آلو و زردآلو جهت تليين طبع و تنقيهء عروق به رفق ، نفع تمام دارد . [ 1378 ] قسم دوم : اندر حميات صفراويهء بسيطه و مركبهء معلومه « 1 » وى دو گونه است : يكى آنكه ماده اندرون رگها عفن شود و آن را غبّ لازمه گويند ؛ خواه خالص بود خواه غير خالص . پس اگر اين ماده بيش‌تر به نواحى دل يا جگر باشد ، محرقه خوانند . دوم ، آنكه ماده بيرون رگها عفن گردد و آن را غب دايره گويند و او سه

--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Bilious fevers .