مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1050
طب اكبرى ( فارسى )
گونه است به حسب اختلاف : يكى از آن ، غب خالصه است و وى ، آن است كه مادهء او ، صفراوى صرف بود . دوم ، غب غير خالص و وى آن است كه مادهء صفرا بود مركب با بلغم و تركيب او از آنگونه باشد كه هر دو يكى شده باشند و امتياز بينهما نبود . سوّم ، شطر الغبّ است . و وى آن است كه مادهء صفرا يا بلغم اگرچه تركيب يافته باشد ، امّا محل تعفن هر واحد جدا بود و فعل هريك علىحده پديد آيد . و هريك ازين اقسام خمسه به نوعى گفته آيد : [ 1379 ] نوع اوّل : اندر غب لازم دايم « 1 » سبب او ، تعفن صفرا در تمامى عروق بدن . و علامت او همان است كه در غبّ خالصهو محرقه گفته آيد ليكن اعراض درين تب نسبت به غب خالصه دايره بيشتر باشد و نسبت به محرقه كمتر و نافض درو نبود مگر بر سبيل بحران و عرق نباشد مگر در آخر يا در بحران . [ 1380 ] فرق ميانهء غبّ دايم و محرقه از روى اعراض بر چند وجه است : يكى ، آنكه حرارت و لذع در محرقه اشد بود از آنكه در غبّ دايم . دوم ، آنكه فترات درين ظاهر بود . سوّم ، آنكه كرب و غثيان و اختلاط عقل و ذهن و خفقان و غشى و سياهى زبان نباشد ؛ بخلاف محرقه . فايده : مادهء غبّ دايم اگر صفراء خالص بود و خطا در علاج نرود ، از يك هفته تجاوز نكند و شدت و خفت اعراض او به حسب خلوص و عدم خلوص صفرا است . علاج : هرچه در غب دايره خالصه گفته آيد به كار برند . و در اينجا نسبت به غب خالصه دايره بيشتر به نضج كوشند و به چيزهاى سرد دادن چندان دليرى نكنند ؛ خاصه كه غير خالص بود . [ و ] تا نشان نضج پديد نيايد استفراغ نفرمايند . و در ابتدا ، به جز حقنهء نرم يا به آب فواكه و گلها و شراب بنفشه و مانند آن طبع را نجنبانند و از حمام بازدارند و شراب ليمو و نارنج و شيرهء تخم كاسنى و آب تمر هندى و آلو بخارا نفع تمام دارد . [ 1381 ] نوع دوم : اندر تب محرقه « 2 » بالا گفته شد كه هرگاه مادهء حادّ اندرون رگها عفن شود بر وجهى كه بيشتر در عروق
--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Tertian remittent fever . ( 2 ) . معالجات واعظى : Burning .