مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1048
طب اكبرى ( فارسى )
بسيار باشد كه تا هفت روز بر يك درجه و بر يك و تيره بماند و اين را « متشابهه » و « واقف » و « متساويه » نامند و دلالت كند بر آنكه اجزاء خون بالتساوى عفن مىگردد ؛ يعنى هر قدر كه به تحليل مىرود همان قدر عفن مىگردد . و بايد دانست كه تمامى خون بدن عفن نشود مگر آنكه موت بر آن پيشدستى كند . بالجمله ، علامت مطبقهء عفنيّه آن است كه تب مذكور گرمتر از سونوخس بود و اعراض او قوىتر باشد و با قلق و كرب بود و نبض سخت مختلف باشد و بول ، كدر و ناخوش بوى بود و باشد كه جهت برآمدن مادهء عفونت از رگها لرزه افتد و صعبى و ضعيفى اعراض او به حسب درجات ثلثه كه ذكر يافت مىباشد . و هر چونكه باشد ، از سونوخس شديد [ تر ] باشد و تعفن بول در سونوخس هرگز نباشد مگر به عارضى . علاج : فصد كنند و به قدر حاجت و قوت به طريقى كه گفته آمد خون بگيرند و در حالت خون برآمدن به گوهر خون نظر فرمايند كه رقيق و مايى يا صفراوى است يا غليظ : اگر رقيق يا صفراوى بود ، به شراب عنّاب و شراب انار و طفشيل و مانند آن قوام دهند . و اگر غليظ بود ، به سكنجبين ساده و طبيخ بيخ كاسنى و بيخ مهك و مانند آن تلطيف فرمايند تا زود تحليل يابد . و بعد [ از ] فصد و اصلاح قوام خون ، آب انارين و آب تمر هندى و شربت خشخاش و نقوع آلو و نيلوفر و كاسنى و تمر هندى و بنفشه و شربت نيلوفر و شربت آلو و عنّاب و سكنجبين قندى با شيرهء تخم خيارين و شربت غوره و ريواج و حماض اترج و مانند آن به حسب حاجت و ملاحظهء قبض و لينت طبيعت بايد داد هر كدام كه مناسب بود . و آب تربز با شير خشت جهت تطفيهء خون و تليين طبع نفع تمام دارد . و آب صادق البرد ، در اطفاى حرارت و دفع عفونت و تغليظ خون رقيق به غايت مفيد . و اندر فصل تابستان مرد محرورى را هرچه ازين اشربه دهند ، بايد كه بر يخ و برف سرد كرده دهند مگر شربت ريواج كه آن را بىيخ دادن صواب است ؛ زيرا كه سردى او و سردى يخ و برف معده را برنجاند و در حال [ يعنى فورا ] غشى آرد . و اقراص كافور ، جهت اطفاى حرارت شديد مخصوص است . غذا ، در مطبقه ، تا دو روز ماء الشعير فقط بايد داد اگر ممكن بود و گرنه مزوّرهء ماش مقشر و برنج و كدو و اسباناخ و ترشىها هركدام كه لايق بود داخل سازند . و اگر بيمار ضعيف بود ، شورباى مرغ يا حلوان [ كه ] به خضريات و حموضات و تره اصلاح داده