مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1025

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1340 ] انتباه : آنچه گفته شد از تعلق حرارت به سه‌گانه ميانه تركيب تن و به حسب او به اسمى ماخوذ گشتن ، مراد از آن ، تعلّق و تشبث و تثبت حرارت است بر سبيل استقرار و الّا نه ، حرارت كه در روح يا اخلاط آويزد به ديگرى نيز متعدّى مىگردد امّا تا آنكه در متعدّى اليه متشبث و مستقر نشود ، بدان نام مسمى نگردد ؛ مثلا حرارت كه به اخلاط آويزد ، اعضا را نيز گرم مىسازد و حال آنكه حمى عفنى است فقط ؛ ليكن چون در اعضا راسخ شود ، دقّ باشد . و قس عليه آخر . چون اجناس تب [ به‌طور ] كليه سه است ، هريك به فصل علىحده گفته شود ان شاء اللّه تعالى .