مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1017

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1331 ] فصل [ پنجم ] : اندر دوالى « 1 » آن ، مرضى است كه رگ‌هاى ساق بزرگ و سطبر و گره‌گره شود و سبز نمايد . و سبب او خون سوداوى است كه در رگ‌هاى ساق ريزد . و علت مذكور ، بيشتر پيكان [ يعنى پيك‌ها ] و حمالان و پياده‌روان و كسانى كه پيش ملوك بيشتر ايستند و كسانى كه پاىهاى آنان هميشه در تعب باشد و ايستاده بسيار مانند واقع گردد . فايده : گاه باشد كه اين مرض از خون بلغمى پديد آيد و در اين صورت رنگ رگ‌ها سبز نمايد . و گاه باشد كه بعد از امراض حادّه به سبب انتقال مواد عارض گردد . و گاه باشد كه جراحت شود از جهت حرارت مزاجى يا عارضى . بالجمله ، هر چون‌كه باشد [ اگر ] دير ماند علاج مشكل پذيرد . علاج : رگ باسليق زنند و مسهلات سودا يا بلغم دهند به حسب سبب وقى فرمايند . و در هر تنقيه ، ايارج فيقرا با اندكى گل ارمنى سرشته بخورانند و ماء الجبن بنوشانند . و بعد [ از ] تنقيه ، تمام رگ‌هاى برآمدهء ساق را فصد كنند و به قدر حاجت خون بگيرند و [ از ] حركت منع نمايند و از اغذيهء غليظهء مولدهء سودا اجتناب فرمايند . و هنگام فصد و بر آمدن خون بايد كه ساق را از دست بمالند تا خون غليظ به سبب تحريك بتمامه مستفرغ شود . بعد [ از ] تنقيه ، بسته داشتن ساق به عصابه [ يى ] سود دارد و ماده را ريختن نمىدهد امّا بايد كه معتدل بندند نه سخت و هنگام بستن ابتدا از كف پاى كنند و تا زانو بربندند . و هرگاه پياده رفتن ضرورت شود ، نخستين تدبيرى كه در داء الفيل گفته آيد به عمل آرند [ و ] بعده [ يعنى پس از آن ] مشى نمايند به تدريج و علاج اين مرض و داء الفيل [ را ] واحد شمرند .

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Varices ; varicose veins ; phlebectasia .