مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1018
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1332 ] فصل [ ششم ] : اندر داء الفيل « 1 » وى آن است كه ساق و قدم از غايت غلظت به پاى پيل ماند و لهذا سمّى به . و مادهء اين مرض هم در رگها است و هم ما بين عضله و غشاهاى ساق و كف ؛ به خلاف مادهء دوالى كه محصور مىباشد در عروق . و اين دو گونه است : نوع اوّل : آنكه خون غليظ سوداوى محترق بر پاى ريزد . و علامت او ، ورم صلب است و گرمى ملمس و رنگ او ابتدا سرخ باشد پس به كبودى و سبزى گرايد . و باشد كه شقاق خفيف در آن جاى پديد آيد . و گاه باشد كه آن شقاق به قرحه ميل نمايد و ماده از او برآيد . و از خاصهء وى است كه چون مستحكم شود ، حس پاى باطل سازد جهت انسداد مجارى روح . علاج : به زودى فصد باسليق كنند از جانب پاى مؤوف و جهت تنقيهء سودا ، طبيخ افتيمون و ماء الجبن دهند . و از آنكه مادهء سودا غليظتر است و با وجود آن به موضع بعيد منتقل افتاده ، اخراج آن به يك دفعه امكان ندارد و بايد كه تنقيه به دفعات نمايند . و براى اسهال ، چيزهاى گرم قوى الاسهال زنهار استعمال نفرمايند كه مزيد سبب است . و بعد از آنكه بدن پاك شود و ماده از ريزش باز ايستد ، جهت تنقيهء نفس عضو ، رگ مابض زنند و وضع حجامت كنند و پس از آن براى تقويت عضو ، اقاقيا و رامك و عصارهء لحية التيس طلا نمايند . واجب است صاحب اين مرض و دوالى را كه اغذيهء مولد سودا و از پياده رفتن و جز آن هرچه موجب انصباب ماده بود بر پاى احتراز كنند و پيوسته پاى را بر بالش نهاده دارد و مهما امكن [ يعنى تا ممكن است ] حركت ندهد . و اگر برخاستن و سوار شدن و پياده رفتن ضرور شود ، داروهاى قابض مثل مازو و كزمازج و صمغ عربى و اقاقيا نخست بر ساق و قدم طلا نمايند و از قدم تا ساق به عصابه بربندند [ به گونهء ] بستنى معتدل پس
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Elephantiasis .