مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1015
طب اكبرى ( فارسى )
چون بر ران فرود آيد ، همان جا بايستد و گاه باشد كه تا زانو ممتد گردد و باشد كه تا شتالنگ و انگشت خرد پاى فرود آيد . و نسا ، نام رگى است كه در اين محل واقع است . و عادت اطبّا بر آن رفته كه وجع النسا را به عرق النّسا خوانند . و تقدير كلام چنان است كه : « وجع العرق الذى هو النسا » ؛ يعنى درد رگى كه مسمى است به نسا . اسباب و علامات و علاج و احتراز از استعمال رادعات كه در وجع الورك گفته شد در اينجا نيز همان است مگر آنكه در عرق النّسا دموى پس از فصد باسليق ، عرق النّسا نيز بايد گشود . و « جالينوس » گفته رگ صافن زدن سودمند است از عرق النسا ، و مابض ، نافعتر است از صافن ؛ بالجمله ، اگر درد از جانب انسى فرود آيد ، فصد صافن به غايت مفيد است و فصد درينجا در حال خلوّ بدن صواب باشد [ و ] لهذا گفتهاند كه بايد دو روز روزه بدارند و غذا كمتر خورند [ و ] بعده [ يعنى پس از آن ] فصد صافن نمايند كه انفع خواهد بود . در علاج اين مرض مبادرت كنند كه اگر دير بماند قوى گردد و پاى و زانو به سبب ألم او لنگ شود . و باشد كه پاى و زانو برگردد . و ايضا ما بين استفراغات ، فصل [ يعنى فاصلهء ] بسيار ندهند كه مادهء وى به زودى عود مىكند ؛ به خلاف ساير اوجاع بندگاه كه مادهء آنها ديرتر عود مىكند . و مجربترين حيل در وى آن است كه در حمّام به آب گرم غسل كنند و غذا مرطّب خورند و روغن پيه مرغ و بط و مانند آن تا يك هفته بمالند بعد از آن رگ عرق النّسا از ميان حنضر و بنصر پاى مقابل گشايند و بعده [ يعنى پس از آن ] فصد باسليق نمايند . و آنجا كه درد قوى بود ، روغن شبت و گل و كنجد گرم كرده بمالند [ تا ] درد بنشاند . و بسيار ديده شد كه بعد [ از ] تنقيه داغ دادند و صحت كلّى روى داد : طريق داغ درين آن است كه سيخى آهنى گرم كنند و بالاتر از شتالنگ به هشت انگشت مضموم رگ عرق النّسا را بجويند و بر آن داغ نهند . و اكثر جرّاحان هند به سبب عدم اطلاع بر آن رگ در ساق پاى داغ عريض [ كه ] خط مانند [ است ] مىكشند نظر به آن كه رگ مذكور بيرون از اين نخواهد بود و اينچنين داغ گاه باشد كه سود دهد ؛ لوصول الكى على العرق و گاه باشد كه نفع ندهد ؛ لعدم حصول الغرض . و نشان اين رگ آن است كه ذى عقود باشد يعنى گرهدار و وى بعد [ از ] بستن ران تا زانو بيشتر پديد آيد . و اگر در ساق پاى رگ مذكور ظاهر نشود ، ميان انگشت خنصر و بنصر پاى خطى بكشند عريض