مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1004

طب اكبرى ( فارسى )

است . و باشد كه شير خشت يا ترنجبين بيفزايند و بعضى عند حاجت ، سناء مكى نيز داخل نمايند . و هر چون‌كه باشد ، احتياط بايد كرد كه شرب مسهل [ در ] روز بحران اتفاق نيفتد . آنجا كه حرارت و التهاب شديد بود ، آب كشك جو با آب انارين و روغن بادام نفع دارد و آب تمر هندى و آلوى بخارا و سكنجبين ساده و بزورى سودمند است پيش از فصد و يا بعد [ از ] او . و بعد از فصد تا كه مرض در ابتدا و تزايد باشد ، جهت ردع ماده ، صندلين و گل سرخ و فوفل و ماميثا و اقاقيا به سركه و آب كاسنى و گشنيز تر و مانند آن طلا نمايند بر مفصل مؤوف و عند اشتداد وجع ، افيون و يبروج و ديگر مخدّرات به آب كاهو آميخته طلا سازند تا تسكين درد كند . فايده : آنجا كه ماده كثير المقدار و قوى الحركت باشد ، به زودى در استفراغ كوشند و هيچ انتظار نكنند و ايضا رادعات قويّه در اين حال طلا ننمايند براى دو چيز : يكى ، آنكه چون ماده قوى الحركت بود و رادعات استعمال كنند ، ماده از حركت باز ماند و به واسطهء افشردن رگ‌ها و پيوندها درد بيفزايد . دوم ، آنكه چون ماده قوى باشد و رادعات قويه استعمال نمايند ، شايد كه ماده [ باز ] گشته [ و ] به اعضاء رئيسه توجه نمايد [ و ] از آن است كه قبل [ از ] فصد ، ترك اطليهء بارده لازم دانند ، خاصه آنجا كه ماده قوى الحركت باشد . و اگر احيانا اين‌چنين خطايى روى نمايد و بدان سبب درد زياده شود و خوف آن افتد كه ماده به اعضاى رئيسه ميل كند و [ ميل ] آن [ را ] از وقوع تغيير در اعضا رئيسه توان يافت ، پس در اين صورت بايد كه آب نيم‌گرم با طبيخ بابونه و بنفشه نيم‌گرم بر مفصل مؤوف تنطيل فرمايند تا ماده به همين طرف بازگردد و به اعضاء رئيسه مايل نتواند شد . و ايضا مفرّحات ياقوتيه جهت تقويت اعضا بخورانند تا اعضاى رئيسه از اثر وى منفعل نگردند و آن ماده [ را ] به مكان او دفع سازند . هرگاه ماده قريب به انتها رسد ، اطليهء رادعه را كار نفرمايند و ادويه قوى التحليل چون بنفشه و خطمى و مانند آن استعمال نمايند . هرگاه به انتها رسد [ و ] ماده بالكل از حركت باز ماند ، چيزهاى قوى التحليل چون بابونه و اكليل و مانند آن به كار برنند ضمادا « 1 » و نطولا .

--> ( 1 ) . صفت ضماد محلّل كه بقيهء درد مفاصل حار را [ كه تاكنون از تحليل طبيعت از بين نرفته ]