مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1002
طب اكبرى ( فارسى )
معالجه كرده شود به نهجى [ يعنى به گونهاى ] كه روده قوى گردد و فضلات به اطراف مندفع شود و به مفاصل ريزد . و هفتم ، آنكه حركات بدنيه و نفسانيه اخلاط را در جوش آرد و به مفاصل افتد . فايده : سبب فاعلى درد بندگاه ، يا سوء مزاج ساذج است يا مادى و عام است كه ماده ذو القوام بود يعنى خلط باشد يا ذو القوام نبود چون ريح . و اين مرض از بلغم اكثر افتد و از خون ، كثير و از ريح ، اقل و از صفرا ، قليل و از سودا ، نادر . و هريك از اين ماده ، يا تنها سبب اين علت شود يا به مادهء ديگر مركب گشته ؛ امّا تركيب بلغم با سودا ، به غايت نادر الوقوع است لكن صفرا با بلغم بيشتر مركب شده محدث اين مرض گردد . اگرچه درد جميع بندگاه در سبب و علامت و علاج يكسان است امّا از آنكه بعضى معالجات مخصوص به بعض است هريك از آن به قسم علىحده گفته آيد : [ 1323 ] قسم اوّل : اندر وجع الفاصل مراد از او ، مصطلح اطّبا است ؛ يعنى دردى و ورمى كه در بندگاه دست و در بند زانوى پاى افتد . و اين انواع است : نوع نخستين : آنكه سوء مزاج ساده گرم يا سرد يا خشك عارض شود در مفاصل يا در تمام بدن . و علامت ساده ، آن است كه به تدريج و اندكاندك پديد آيد و ثقل و آماس هيچ نباشد و رنگ عضو هم رنگ بدن بود پس حرارت ملمس و مزاج بر حرارت و برودت او بر برودت و يبوست آن بر يبوست گواهى دهد . علاج : اگر سوء مزاج گرم بود ، جهت تبديل ، مبرّدات دهند و شربت ليمو و سكنجبين رمّانى و عنّاب سود دارد . و مىتوانند كه فصد كنند و قدرى خون برآورند و مليّن صفرا دهند و استفراغ اينجا كه ساذج است براى آن گفتهاند كه تا ماده كه مستعد انصباب بود مستفرغ شود و بدان سبب موضع الم كه مفاصل است از ريزش ماده محفوظ ماند . « و لا يخفى انّ الالم تجذب المواد خاصة ما كان منها مستعدا » . و اگر سرد بود ، به تسخين كوشند به استعمال ادويهء گرم و أعمال مسخّنه . و اگر لختى از بلغم مستفرع سازند به حقنه و مطبوخ ، مىشايد ؛ زيرا كه چون بلغم كم شود ، صفرا غلبه كند و حرارت غالب آيد و احوط اينجا ترك استفراغ است ؛ « لأنّ عند إستفراغ البلغم يمكن أن يخرج الصّفراء أيضا و