مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

985

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1310 ] فصل [ هجدهم ] : اندر سرطان رحم اين ، بيشتر [ در ] عقب ورم گرم رحم عارض شود به سبب تحليل نيافتن و سرنا كردن ماده . و علامت او ، صلابت و حرارت و ضربان است و درد تا حجاب سينه برآمدن . و باشد كه درد چشم و درد شقيقه و ضعف و لاغرى خاصه در ساق‌ها پديد آيد و در پشت پاى ورم ظاهر شود و شكم ، متورم [ و ] به مستسقى ماند و باشد كه به استسقا انجامد . و بايد دانست كه ورم سرطانى ، ظاهر مىباشد و رگ‌ها برآمده و رنگ او به كبودى و رصّاصيّت مايل [ است ] . و گاه باشد كه سرطان رحم مع الجراحت باشد و نشان جراحت او آن است كه در عانه و كش ران و زير شكم و پشت درد شديد ظاهر باشد و بسيار است كه از او رطوبت بوى ناك غير مستوى النضج سيلان كند و رنگ اين رطوبت يا مايل بياض باشد يا به سواد يا به حمرت يا به خضرت امّا مايل به سواد اكثر بود و بياض ، نادر . علاج : سرطان رحم ، ساده بود يا با جراحت ، علاج‌پذير نيست ؛ ليكن براى آنكه ضرر او به آفت ديگر نانجامد ، لازم است كه در اصلاح او همىكوشند ؛ مثلا هنگام شدت حرارت و ضربان ، مرهم‌هاى درد نشان و لعاب‌هاى سرد استعمال كنند و هنگام سكون حرارت و قلت وجع ، چيزهاى ليّن كه تحليل دهد ، چون [ مرهم ] داخليون و مقل و روغن بابونه و پيهء بط به كار برند و ايضا به طبيخ حلبه و بابونه و تخم كتان و برگ كرنب نطول سازند به رفق و نرمى . و گاه‌گاه جهت تقليل سودا و تنقيهء بدن ، فصد نمايند و مسهل سودا دهند و اعانت [ به ] ترطيب مزاج لازم دانند . و آنجا كه سرطان متقرّح بود ، يعنى مع الجراحت باشد ، بايد كه برگ خطمى و كرنب و بنفشه و تخم كتان بجوشانند و در طبيخ او مريضه را بنشانند و ايضا جهت تسكين وجع ، شياف ابيض و افيون با شير زنان حل كرده [ و به ] رحم حقنه كنند و در اين شياف قدرى زعفران نيز داخل نمايند تا مضرت افيون [ را ] بازدارد . و بهترين اشيا در علاج سرطان ، سرب را سوده به آب گشنيز به يا آب كاسنى يا آب كاهو ماليدن و حقنهء رحم نمودن [ است ] . و مرهم رسل در اين مرض خاصيت