مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
980
طب اكبرى ( فارسى )
و در جمله ، بعد [ از ] تنقيه أمعا و مثانه بايد كه روغن زنبق يا روغن گل بگيرند و قدرى روغن خلوق در او آميزند و قليلى غاليه در آن گذارند و نيم گرم چند قطره در رحم بچكاند اگر ثقبهء او منتفى نشده باشد يعنى رحم منقلب نگشته بود و گرنه همين ادويه را بر آن بمالند . پس از آن ، تدبير آن كنند كه رحم بر مكان خود آيد . و تدبير آن است كه زن بر پشت بخسپد و رانها [ را ] برداشته و گشاده باشد و دايه به وساطت فرزجه كه گفته آيد آن را به آهستگى رد همىكند تا كه به جاى خود قرار يابد . و فرزجه اين است : قسط ، طراثيث ، مازو و خرنوب ، هر چهار مساوى بگيرند و در آب و اندكى شراب بجوشانند پس بپالايند و اقاقيا و سك و رامك باريك ساخته در اين طبيخ آميزند و حاضر دارند و پارهيى ابريشم نرم كه آن را مرغزى گويند درهم پيچيده و كروهه سازند و در اين طبيخ تر كرده رحم را بدين كروهه برتر برند به تدريج . و چون به جاى خود نشيند ، ادويهء قابضه بر عانه و نواحى فرج ضماد كنند و مريضه را بر پهلو غلطانيده و در كمرگاه او فرو سوى ناف محجمه نهند به غير شرط و بمكند . و اگر زير پستان [ او ] وضع محاجم نمايند بهتر باشد . در اين حالت چيزهاى خوشبو ببويانند و از چيزهاى بدبو و عطسه و حركت و جز آن هرچه مزلق رحم باشد پرهيز فرمايند . و اين همه جهت آن است كه رحم مايل به اعلى شود و بايد كه بعد [ از ] ارجاع رحم ، فرزجهء مذكوره را همان جا بدارند و چند تو پارچهء كتان يا پنبه در فرج گذارند رفاده مانند ، و بالاى آن لنگوله بندند و تا دو روز هم برين شكل مستلقى باشد و اگر از غذا بازماند بهتر بود و الّا نه [ يعنى اگر توان گرسنگى ندارد ] ، چيزى اندك كه قليل المائيت و سبك بود توان داد ، چون صفرت [ يعنى زردهء ] بيضهء نيم برشت و مانند آن . روز سوّم لنگوله بگشايند و فرزجه برون آرند و پشم ديگر كروهه ساخته [ و ] در شرابى كه در او برگ مورد و گل سرخ و اقاقيا و پوست انار و مانند آن ديگر قوابضات جوشانيده باشند تر كرده [ و ] فرزجه سازند نيم گرم و وقت برداشتن فرزجه به همان شكل كه گفته شد بخسپد و پشم ديگر در اين شراب تر ساخته و بر فرج و زهار نهند و بفرمايند تا رانها را مستقيم ساخته بر پهلو آيد و به كمرگاه او محجمه گذارند و زمانى شايسته بدارند پس بنشانند در شراب كه در وى قابضات جوشانيده باشند چنانچه بالا گفته شد .