مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

981

طب اكبرى ( فارسى )

و چون از آبزن برآيد ، ادويهء قابضه بر عانه و نواحى فرج ضماد نمايند و لنگوله بربندند به دستورى كه گفته شد . و اضمدهء قابضه بايد كه بر سبيل دوام نهاده دارند و بعد [ از ] ساعتى چند روز در طبيخ مورد و برگ گل و اذخر نشانند و از پس هر دو روز تجديد تدبير همىكنند تا يك هفته تمام شود . و در اين اثنا زنهار مشى نكنند و از آنچه بالا گفته شد اجتناب لازم داند از عطسه و مزلقات و جز آن . و بيشتر مستلقى باشد و شايد [ يعنى شايسته است ] كه گاه‌گاه تكيه زده بنشيند و لنگوله نگشايد مگر به حاجت ضروريه . [ 1306 ] فايده : شميدن چيزهاى بدبو ، ناموافق‌ترين چيزهاست در اين مرض ؛ زيرا كه رحم بالطّبع به روايح طيبه ميل دارد و از روايح كريهه نفرت ؛ هم‌چنان كه كبد ميل به حلاوت دارد و از تلخى نفرت . بدان كه مرغزى ، پشم نرم ملايم را گويند كه در بن موىهاى بز و ميش مىرويد و آن را به پارسى كركينه گويند . [ 1307 ] فصل [ شانزدهم ] : اندر ميلان الرّحم « 1 » وى ، آن است كه رحم به جانبى ميل كند . علامت و اسباب و علاج او : در عقر يعنى حمل ناپذيرفتن گفته شد . و بايد دانست كه گاه باشد كه چون رحم منحرف شود ، زحير افتد يا عسر بول يا هر دو و در تحقيق مرض كه علت در كدام عضو است اشتباه پديد آيد ؛ پس طبيب را لازم است كه در مرض و عرض و اسباب فارقه نيك تامل كند تا در خطا نيفتد . و نشان انحراف رحم ، به مس اصبع [ يعنى لمس انگشت ] زنان مىدانند [ و ] حاجت به تصريح نيست ؛ پس زحير كه زنان را افتد بعد [ از ] وقوع اسباب كه محدث انحراف‌اند چون بار گران كشيدن و برداشتن و جهيدن و ترسيد و جز آن ، لازم است كه نخست تفحص فرمايند تا انحراف در رحم هست يا نه پس به معالجهء زحير قيام نمايد

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Displacement of uterus .