مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

974

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1299 ] فصل [ سيزدهم ] : اندر احتباس طمث « 1 » وى اقسام است : قسم اوّل : آنكه خون بدن كم شود . و علامت او نحافت بدن و ضعف او و زردى رنگ است و تقدم جوع مفرط و تعب مفرط و تقدم امراض محلّله و استفراغات ، خصوصا استفراغ خون [ است ] . علاج : جهت تقويت بدن و توليد خون ، غذاى مقوى چون تخم‌مرغ نيم‌پخت و شورباى مرغ فربه و گوشت او و گوشت گوسفند جوان و شير و شيرينى بيشتر خورند و خواب و راحت ورزند و استحمام مرطّب فرمايند . قسم دوم : آنكه خون غليظ شود به سبب برودت يا مخالطت اخلاط غليظه . و علامت او سپيدى و سستى بدن است و كبودى رگ‌ها و بسيارى بول و بلغميت براز جهت قصور هضم معده و خواب گران بودن و خون رقيق برآمدن اگر برآيد . علاج : جهت تنقيهء اخلاط غليظ ، ادويهء ملطّفه دهند مثل اياره و جز آن . و بعده [ يعنى پس از آن ] براى ترقيق خون و سهولت جريان او ، تخم كرفس و انيسون و پودينه و باديان و مشكطرامشيع و مانند آن خورند [ كه آن را ] مطبوخ ساخته يا در عسل يا در قند معجون نموده [ باشند ] . و به طبيخ شبت و مرزنگوش و پودينه و سداب و بابونه و اكليل و صعتر آبزن فرمايند و به سنبل و دارچينى و سليخه و حبّ بلسان و عود بلسان و جوزبوا و قاقلهء صغار و قسط و غير آن هرچه ذى عطريت و تفتيح و تقطيع و تسخين بود تكميد نمايند . و ايضا افاويه مذكوره بر مجمر بسوزند و دود آن به رحم رسانند . و بعد [ از ] حصول ترقيق در خون ، فصد صافن و مابض و حجامت ساقين نفع تمام دارد . و دو روز پيش از نوبت حيض به كار برند ؛ « لئلّا يتصّل النوعان من الإستفراغ فيحدث الضّعف و فتور القوّة » . و اين فصد و حجامت در حق كسى كه فربه و لحمانى بود به غايت سود دارد . و اگر

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Retention of the menses ; amenorrhoea ; menostasia .