مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

975

طب اكبرى ( فارسى )

طبيب لايق داند ، قبل از ترقيق خون نيز استحمام نمايند . قسم سوّم : آنكه دهن رگهاى رحم بند شود و بدان سبب حيض نيايد . و اين بر چند وجه است : يكى ، حرارت مجفف مقبض كه بر رحم افتد . و التهاب و جفاف رحم شاهد اوست . علاج : شير خشت و سماق و نبات و مغز تخم كدو و خبازى و باديان كوفته فرزجه سازند به عسل و زردهء تخم‌مرغ و چند روز بردارند . و شيرهء خرفه سود دارد و ديگر تدابير ازالهء حرارت رحم از عقر جويند . دوم ، برد مكثّف كه بر رحم افتد و سپيدى لون و تفاوت نبض و سردى رگ‌ها و جز آن گواه اوست . [ 1300 ] فايده : سوء مزاج اگرچه در رحم افتد ، امّا آثار آن مزاج در تمام بدن ظاهر مىشود ؛ بهر آنكه رحم عضوى شريف است [ و ] مزاج وى به جميع بدن سرايت مىكند . علاج : جهت تسخين ، ادويه گرم ملطّف استعمال نمايند و در عقر به تفصيل مذكور است . و قرص مرّ « 1 » در تسخين رحم نظير ندارد . سوّم : آنكه يبوست مكثّف عارض رحم شود . و خشكى فرج و رحم و هزال بدن و خلاء عروق دليل اوست . علاج : مرطّبات استعمال نمايند ، چنان‌چه در عقر گفته شد . قسم چهارم : آنكه ورم رحم موجب احتباس طمث شود . علامت و علاج آن : در فصل اورام گفته آيد . قسم پنجم : آنكه قروح رحم مندمل شود و دهان رگ‌هاى آن را مسدود سازد . علاج : اگرچه ازالهء اين علت ممكن نيست ليكن جهت آنكه از مضرات احتباس صاحب او ايمن باشد ، فصد همى كنند و جهت اخراج و تحليل فضول طمثيه ، مداومت منقّيات و رياضت لازم دارند . قسم ششم : آنكه رتق مانع طمث شود ؛ يعنى بر فم رحم و فرج چيزى پيدا شود كه

--> ( 1 ) . صفت آن : مرّ ، سه درم ؛ ترمس ، پنج درم ؛ برگ سداب ، پودينه ، مشكطرامشيع ، فوة الصّبغ ، حلتيت ، سكبينج و جاوشير ، از هريك دو درم ، آنچه گداختى است گدازند و كوفتنى [ را ] بكوبند و اقراص سازند و به قدر حاجت به طبيخ ابهل بنوشند .