مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

967

طب اكبرى ( فارسى )

خشخاش و قدرى قيروطى كه از موم و روغن گل ساخته باشند بدهند . نفع مدرّات آن است كه ريم را از مثانه بزدايد . و سود قيروطى آن است كه بر جرم مثانه ملتصق شود و از ضرر ريم او را محفوظ داد . هرگاه سيلان ريم به معاى مستقيم ظاهر شود ، در ردع او متوجّه گردند تا مدّه باز پس گردد به سوى رحم و بر روده نريزد ؛ زيرا كه جرم رحم سخت‌تر است و بر لذع مدّه نسبت به امعا صابرتر ؛ لأنّ الرحم قليلة الحسّ جدا . از آن است كه مدّه را از روده باز داشته به سوى رحم مايل كردن صواب ديده‌اند . حقنه‌يى كه مدّه را به روده ريختن ندهد : ارز و عدس و پوست انار بجوشانند و در طبيخ او گل ارمنى و دم الاخوين و صمغ عربى و زردهء بيضه كه در سركه جوشانيده باشند [ با ] روغن گل آميخته [ و ] حقنه كنند روده را . و آن چه در وى تأكّل افتاده باشد و مدّه سبز يا سياه يا در وى ماء صديدى [ باشد ] ، بايد كه در تنقيهء او مبالغه نمايند تا كه اجزاى فاسده بتمامه دور شود . و براى اين كار ، به كشك شعير و عسل يا به آب صابون و طبيخ اصل السوس رحم را حقنه كردن سودمند است . و عسل در شير پخته به صوف يا پنبه برداشتن نفع تمام دارد جملهء قرحه [ ها ] را كه خالى از حرارت باشد . و پس از تنقيهء قرحه ، حقنه كنند به ادويهء مدمّله كه ذكر يافته . [ 1290 ] فايده : هرگاه وجع شديد در قرحه پديد آيد ، جهت تسكين او ، افيون و زعفران در شير زنان حل كرده برداشتن فرمايند . و اگر قرحه غاير بود ، حقنه نمايند همين دوا را در رحم تا به قعر رحم برسد و درد بنشاند . و اگر خطمى تازه و بقلهء يمانيه بجوشانند و به عسل و روغن گل بالاى رحم ضماد نمايند ، درد بنشاند . و ديگر مسكنات وجع رحم در فصل گذشته كه مشتمل است بر تدبير حبالى و جز آن به مستقله گفته شد و از آنجا برگيرند .