مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
968
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1291 ] فصل [ ششم ] : اندر شقاق رحم « 1 » اسباب حدوث او بسيار است و از يبوست بيشتر افتد و باشد كه از كثرت جماع پديد آيد . و علامت وى ، لزوم وجع است و ازدياد وجع هنگام جماع و به نهادن انگشت بر رحم و برآمدن ذكر [ به شكل ] خونآلود خاصه اگر شقاق در عنق او باشد . و آنجا كه شقاق در گردن رحم بود ، به لمس و نظر محسوس مىشود ؛ امّا اگر در جوف او باشد ، حيلهء ديدن او چنان است كه دهن رحم را بگشايند چندان كه توانند و نظر كنند و اگر منظور نشود ، بعد از انفتاح فم او ، آئينهيى كلان به مقابلهء فرج آرند تا عكس رحم در آئينه منعكس شود و محسوس گردد كه شقاق در كدام محل است . علاج : آنچه در شقاق مقعد است اينجا هم به كار آيد . و اين ادويه كه گفته مىآيد برداشتن و طلا كردن مفيد است : مرهم باسيلقون با اندكى چربى بطّ و ماكيان و روغن بنفشه آميخته . ديگر : مغز ساق گاو با روغن بنفشه و زفت سرشته . ديگر : روغن سوسن با زفت و علك الانباط مخلوط ساخته . و بدان كه علاج شقاق قبل همچنين است . [ 1292 ] فايده : گاه باشد كه هنگام ولادت يا ازالهء بكارت ، قبل به نهجى [ يعنى به گونهاى ] بشكافد كه در [ بين آن و ] دبر حجاب نماند . و علاج او آن است كه از مغز ساق گاو و موم سپيد و پيهء گردهء بز مرهم سازند و در آنجا نهند و تا يك ماه مداومت نمايند و از جماع و حركت عنيف منع نمايند [ تا ] به شود . و اگر سنگ جراحت باريك ساخته در اين مرهم آميزند بهتر باشد .
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Rupture of uterus .