مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
963
طب اكبرى ( فارسى )
علامت و علاج او : همان است كه در نوع دوم يعنى آنچه از حدّت و رقت خون افتد گفته شد . نوع پنجم : آنكه خلط حادّ سوداوى مفتّح افواه اين عروق گردد . و علامت او سياهى خون است و باشد كه كمد يا سبز برآيد . [ 1288 ] فايده : اگر پنبهء پاك تازه [ را ] بر آتش گرم نموده [ و ] زن آن را بردارد و تمام شب بدارد و صباح آن را برآورد و در سايه خشك كند ، لون آن پنبه دليل قوى باشد بر احتقان سبب ؛ مثلا اگر سپيد بود ، رطوبت بلغمى است . و اگر سياه يا كمد يا سبز بود ، سوداوى است . و اگر زرد بود ، صفراوى [ است ] . و امر به گرم كردن پنبه براى آن است كه به رنگ خلط [ به شكلى ] نيكو متاثر گردد . و احتياج بدين تحقيق آنگاه است كه سبب ضعيف و قليل باشد و به ديگر اعراض امتياز نتوان كردن و گرنه آنجا كه آثار هريك ، دليل ساطع [ يعنى روشن ] است بر وجود هر سبب ، پيدا بود [ كه ] حاجت بدين تدقيق نيست . علاج : جهت تنقيهء سودا ، مطبوخ افتيمون دهند و باشد كه فصد باسليق كنند اگر مانعى نبود . و ديگر اغذيه و ادويه و شيافات كه ذكر شد كفايت كند . نوع ششم : آنكه بواسير الرحم موجب سيلان خون طمث شود . [ علاج ] : آن ، به فصل علىحده گفته آيد . و اين خون ، قطرهقطره افتد و صاحب او از درد سرى خالى نبود جهت مشاركت رحم به دماغ . نوع هفتم : آنكه قروح رحم باعث اين مرض گردد . و علامت او آن است كه خون يا ريم يا زرداب برآيد و بدبو باشد و ذى الم و حرقت بود و اين نيز به فصل جدا گفته شود . نوع هشتم : آنكه به واسطه عسر ولادت رحم ضعيف شود و رگهاى او پاره گردد و غشاء آن منفسخ و گسسته شود و بدان سبب خون بسيار سيلان نمايد . علاج : آنچه در قروح و شقاق رحم گفته آيد استعمال نمايند . انتباه : عقب ولادت ، بسيار باشد كه خون نفاس بسيار آيد جهت كثرت او در رحم و اجزاى رحم به سلامت باشد . و حبس اينچنين خون به غايت مضرّ است و به هلاكت مىكشد ؛ مگر آنگاه كه خوف ضعف شود . و حبس او بدان چه در نوع اوّل گفته شد توان كرد . امّا آنجا كه در عروق و اغشيهء رحم خرق و فسخ راه يافته باشد و ماده واجب الدفع