مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
715
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1003 ] فصل [ دهم ] : در دبيلهء كبد « 1 » اين ، بيشتر عقب ورم گرم افتد ؛ چنانكه صلابت در جگر بيشتر عقب ورم سرد پديد آيد . و بايد دانست كه هر ورم كه در چنين موضع باشد ، از سه حال بيرون نيست : يا تحليل يابد و هو الاكثر يا صلب شود يا روى به جمع آرد و ريم شود و دبيله گردد : نشان تحليل آن است كه اعراض بر طرف شود و صحت پديد آيد و روز به روز حال نيك گردد . نشان صلابت ورم جگر آن است كه محسوس شود چيزى محكم با صلابت . امّا علامت جمع شدن و دبيله گشتن ، آن است كه تب و درد و جميع اعراض چون تشنگى و ذهاب شهوت و سرخى روى و حرقه و نخس كبد همه مشتد و افزون گردند و خفتن بر پشت متعذر [ يعنى غير ممكن ] شود و بر پهلوها متعسر [ يعنى دشوار شود ] . و هرگاه ماده تمام گرد آيد و پخته گردد و همگى اعراض روى به خفت آرند : نشان انفجار و شكافتن وى آن است كه قشعريرهء نافض در بدن افتد و ماده از آنجا برآيد و بدان سبب در كبد سبكى پديد آيد . و ماده كه از جگر برآيد از چهار حال بيرون نباشد : يا به اسهال مندفع شود يا به قىء و اين بيشتر در ورم تقعيرى افتد . يا به ادرار مستفرغ گردد و اين وقتى است كه ورم در محدب بود [ و ] به ناحيهء كليه سر كند يا ميل نمايد به جانب فضاى جوفى كه ما بين ثرب و امعا است [ و ] آب استسقاء ز قى در آنجا جمع مىشود . و در اين صورت ، در بول و براز و قىء اثرى از ريم پديد نمىآيد مگر آنجا كه بعضى از ماده بدين موضع گرايد و بعضى به سوى معده و امعا يا كليه برآيد . امّا هرگاه توجه ماده بتمامه به جانب فضاى مذكور باشد و در بول و براز چيزى از ريم ظاهر نشود ، در اين حالت استدلال بر انفجار ورم از حدوث قشعريره و خفت اعراض و پست شدن آماس توان كرد . و ايضا بالاى معده كه جانبى از فضا است ، گرانى انصباب ماده محسوس گردد . و بايد
--> ( 1 ) . معالجات واعظى : Hepatic abscess .