مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
944
طب اكبرى ( فارسى )
[ يعنى بوتهء ] كاهو يا كدو همىاندازند جداجدا ، پس بول هركدام كه آن درخت را خشك سازد ، عقر از او باشد . ديگر : از گندم و جو و باقلا هفت دانه بگيرند و در آوند [ يعنى ظرفى از جنس ] سفال اندازند و بفرمايند تا بر آن بول مىكرده باشند و آوند هريك از زن و مرد جدا باشد ، پس حبها در آوند هركدام كه نرويد ، عقر از او باشد . و اين امتحان ، مخصوص به اين [ نوع ] عقر است كه در منى ، خاصيت عدم توليد افتاده باشد در اصل آفرينش نه امتحان ديگر [ انواع ] عقور . [ 1261 ] بيان ادويه [ يى ] كه بالخاصيّت يارى مىدهد بر قبول حمل : نشارهء عاج يعنى برادهء دندان فيل ، مقدار يك مثقال خوردن نفع داد . ديگر : بول فيل [ در ] وقت جماع يا پيش از آن نوشيدن عجيب الاثر است . ديگر : بذر الانجدان كه بذر سيساليوس گويند خوردن او مجرّب است . ديگر : برداشتن پنير مايهها ، خصوصا پنير مايهء خرگوش بعد از طهر نفع دارد . ديگر : فرزجه كه از سگ و سنبل و خصية الثعلب و روغن بلسان و روغن بان و روغن سوسن سازند در اين باب مفيد است . ديگر : فادزهر حيوانى با دوغ خوردن ، معين بر حبل پسر است .