مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
943
طب اكبرى ( فارسى )
بد آيد و اين وقتى است كه حرارت غريبه مفرط باشد و تمكن يافته [ باشد ] . و علامت برودت منى آن است كه منى رقيق و سپيد باشد و ديگر علامات برودت كه بارها ذكر يافته پيدا بود . علاج : تعديل مزاج كنند به حسب حرارت و برودت به اغذيه و ادويهء موافقه و اختيار نمايند از عورات آنكه مزاج او ضدّ مزاج مرد باشد تا منى به امتزاج اعتدال پذيرد و در رحم قرار گيرد . نوع دوم : آنكه رباط كمره كوتاه بود و بدان سبب منى به اقصى [ يعنى انتهاى ] رحم نرسد . و نشان او آن است كه كمره ، متقوّس و محدّب [ يعنى خميده ] بود ؛ يعنى مايل باشد به جانب انثيين و بول نيز [ به شكل ] راست منرزق [ يعنى به بيرون پرتاب ] نشود بلكه مايل به اسفل برآيد . و كمره ، سر قضيب است . علاج : شحمها و مغزها و لعابها و روغنها بمالند تا كه نرمى در وى پديد آيد ، پس آلت را بكشند و راست كنند و بر چيزى مستقيم به هيئت مستقيم بربندند تا كه استقامت راسخ شود . و اگر اين تدبير سود ندهد ، شايد [ يعنى سزاوار است ] كه از جانب مقوّسه پاره [ يى ] قطع كنند و بر چيزى مستقيم برگذارند و بربندند و همچنان بدارند تا كه جراحت به شود . نوع سوّم : آنكه در آلات منى مرد فتورى افتد ؛ مثلا رگهاى انثيين كوفته شود يا آن دو رگ كه پس گوش است بريده گردد ؛ كما قال « البقراط » فى كتاب « الكى و الجراحات » : « قطعهما يبطل النّسل » . علاج اين : غير ممكن است . [ 1259 ] [ تبصره ] : بدان كه گاه باشد كه در اصل خلقت ، منى مرد يا زن به خاصيتى مخصوص شود كه قابل انعقاد نباشد و جز اين سببى ديگر از اسباب مذكوره نباشد چنانچه بعضى اشجار بار نمىآرند و عقر حقيقى همين است و اين را تدارك نمىتوان كرد جهت مجهوليت سبب . امّا ادويه [ يى ] كه بالخاصيت در آبستن [ كردن ] سود دارد ، باشد كه به حسب مشيت الهى نفعمند آيد . [ 1260 ] فايده : در امتحان آنكه عقر از مرد است يا زن ، منى هر دو را جداجدا در آب اندازند هركدام كه بر آب ايستد و فرو ننشيند ، عقر از او باشد . ديگر : بول هر يكى در بيخ درخت